‏نمایش پست‌ها با برچسب در جستجوی موفقیت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب در جستجوی موفقیت. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۷ آذر ۴, دوشنبه

درهای باز موفقیت


پدیدآورنده:لیلا اسلامی‏گویا ـ نویسنده،

،
«لیلا اسلامی‏گویا»، نویسنده جوانی است که به تازگی نوشته‏هایش را منتشر کرده است. خانم «اسلامی» متولد سال 1361 است و با اینکه سن زیادی ندارد، در حال نوشتن کتاب‏های جدیدی است. برای آشنایی بیشتر با این نوجوان نویسنده، پای صحبتش می‏نشینیم تا او از راز موفقیت خود برای ما
بگوید.
کمی از خودتان و شروع کارتان برای
ما بگویید.
از کودکی به نویسندگی و نوشتن علاقه‏مند بودم و خیلی از کتاب‏های خردسالان را می‏خواندم. همیشه دلم می‏خواست که یک نویسنده بزرگ باشم، به همین خاطر بارها نوشتن را تجربه کردم. در طول تحصیلاتم، به طور خیلی ابتدایی این کار را انجام می‏دادم، اما بعد از گرفتن مدرک دیپلم، کار نوشتن را در روزنامه‏های محلی آغاز کردم و چند ماهی به صورت خبرنگار افتخاری فعالیتم را ادامه دادم.
چه چیزی باعث شده بود که این قدر
نسبت به نوشتن احساس علاقه داشته باشی؟

همیشه حس می‏کردم باید چشم‏هایم را باز کنم و خوب ببینم. به اطرافم دقت کنم و همه چیز را در خاطر داشته باشم، فکر می‏کردم که مسئولیت خطیری بر عهده‏ام گذاشته شده و باید آن را به نحو احسن انجام دهم. به همین خاطر سعی کردم که در این زمینه رشد کنم. فکر می‏کردم باید از زمینه‏های اجتماعی شروع کنم؛ به مشکلات مردم بپردازم، پس شروع کردم. داستان کوتاه می‏نوشتم، طنز و گاهی هم گزارش. فکر می‏کردم و هنوز هم معتقدم که باید گفت و نوشت تا درهای پیشرفت بهتر از پیش نمایان شوند.
لیلاخانم، اولین کار نویسندگی‏ات که
به صورت کتاب چاپ شد، چه نام داشت و چگونه مقدمات چاپ کتابت آماده شد؟
بار اول که می‏خواستم کتابم را چاپ کنم، داستانی داشتم که موضوع اجتماعی داشت، اما هیچ کجا با چاپ آن موافقت نمی‏کردند. کم کم از چاپ کتابم ناامید شدم تا اینکه وقتی کتابم را برای چاپ به یک ناشر معرفی کردم، ایشان کتاب من را دیدند و برای بهتر شدن کارم، پیشنهاد کردند که کار جدیدی انجام بدهم و آن هم اینکه کتابی راجع به معجزه ائمه اطهار(ع) بنویسم و حتی خودشان هم در این زمینه قول همکاری دادند. خودم هم دوست داشتم که چنین نوشته‏ای در کارنامه‏ام باشد و در واقع یک محبت الهی بود که اولین نوشته‏ام راجع به اهل بیت(ع) باشد. از اینکه این زمینه هم برایم آماده شده بود بسیار خوشحال شدم، تا اینکه آقای «جلالی» که ناشر کتاب من بودند، چند کتاب به من معرفی کردند که با مطالعه آنها کار اصلی‏ام را شکل بدهم، و من کارم را شروع کردم. از کتاب‏های مستند در این زمینه کمک گرفتم و اولین کتابم را در زمینه معجزات حضرت فاطمه زهرا(س) با نام «یاس بهشتی» نوشتم. ناشر هم در این زمینه بسیار به من کمک کرد تا کتاب آماده چاپ شد. در آبان‏ماه سال 1381 کتابم وارد بازار شد. با چاپ این کتاب، احساس می‏کردم که کارم سنگین‏تر و سخت‏تر شده و در واقع بار سنگین مسئولیت را بیشتر حس می‏کردم. بعد از چاپ این کتاب، گرچه ضعف‏هایی هم داشت اما کار نوشتن کتاب‏های دیگر را در زمینه ائمه(ع) در ذهنم جان داد که هم‏اینک هم کتاب‏هایی زیر چاپ دارم که خیلی دوست دارم بهتر از کار ابتدایی‏ام باشد. برای کار اولم گرچه شبانه‏روز می‏نوشتم و استراحت نمی‏کردم و دوست داشتم هر چه زودتر کار به نتیجه برسد، اما بعد از چاپ فهمیدم که اگر دقتم را بیشتر معطوف می‏کردم، کار بهتر در می‏آمد.
کتاب‏هایی که زیر چاپ دارید، چه نام
دارد؟
کتاب «راز یک نگاه»، «غریب عطشان» و «علمدار عشق» که هر سه زیر چاپ است و امیدوارم بتواند نظر جوانان و خوانندگان را به خود جلب کند.
لیلاخانم، آیا خانواده‏ات هم در این
مورد تو را تشویق می‏کردند و عکس‏العمل‏شان بعد از چاپ کتابت چه بود؟
در پیشرفت هر هنرمندی در درجه اول به خانواده برمی‏گردد. اگر خانواده‏ای بستر مناسب را برای پیشرفت یک نوجوان آماده نکنند، هر چقدر هم که استعداد داشته نمی‏شود پیشرفت قابل توجهی را در کارهای آن نوجوان دید. خانواده من هم در ابتدای راه هیچ سختگیری به من نمی‏کردند و راه را برای من باز گذاشتند تا بتوانم خودم را در این زمینه بسنجم. البته گاهی نگرانی خود را مبنی بر اینکه شاید در نیمه راه کار را رها کنم از خود نشان می‏دادند اما در کل، مشوق من بودند. بعد از چاپ کتابم، پدرم خیلی خوشحال بود و مرا تشویق می‏کرد. افراد خانواده‏ام هم از اینکه کارم را به طور کامل انجام داده‏ام و به موفقیتی هر چند اندک دست یافته‏ام، خوشحال بودند که این برای من دلگرمی بزرگی بود.
فکر می‏کنی خودت چقدر در موفقیتت
نقش داشتی و چه کسانی در این زمینه توانستند به تو کمک کنند؟

همیشه در ذهنم یک جمله دور می‏زند و آن هم این است که راه را باید رفت و تجربه‏های جدید به دست آورد. من به کارم ایمان داشتم و آن را واقعا انتخاب کرده بودم و معتقدم که در این راه می‏توان به کمال رسید. در کنار خانواده‏ام، ناشرم هم در این زمینه به من یاری می‏رساند و تشویقم می‏کرد. در واقع آقای «جلالی»، راه را برای من هموار کرد تا خودم را امتحان کنم.
تحصیلاتت را تا چه زمینه‏ای پیش
بردی؟
من نتوانستم بعد از اخذ دیپلم به دانشگاه راه یابم، گرچه خیلی از این موضوع ناراحت نیستم چون فکر می‏کنم همه چیز بستگی به درس و مدرک ندارد البته درس خواندن هم یک حُسن بزرگ برای جوانان ماست.
نظر شما در مورد طبیعت و ارتباط آن با
هنرمندان چیست؟ در واقع چقدر از آن برای نوشتن بهره می‏گیری؟
هر هنرمندی به طبیعت علاقه دارد؛ در واقع در طبیعت انرژی عجیبی وجود دارد که به هنرمند کمک می‏کند تا هنر خود را شکوفا کند و این بسیار مهم است. من از طبیعت بسیار نیرو می‏گیرم و کارم را در کنار عشق به طبیعت ادامه می‏دهم. در واقع طبیعت مرا در رسیدن به گمشده‏ام یاری می‏کند و این بزرگ‏ترین نعمت الهی به یک هنرمند است.
لیلاخانم، چه حرفی برای دوستان
خودت داری؟
جوان‏ها حق دارند که از استعدادشان استفاده کنند اما باید آنها را خوب بشناسند و در زمینه‏ای مناسب آنها را پرورش دهند. من به عنوان خواهر کوچک‏تر به همه دوستانم توصیه می‏کنم اول راه درست و صحیح را بشناسند سپس برای پیشرفت قدم بردارند. اگر کسی خوب خودش را نشناسد و نتواند راه درست پیشرفت را بشناسد، همیشه دور خودش می‏چرخد و نهایتا از حرکت می‏ایستد. کمال، بالاترین هدف هر انسانی است، پس رسیدن به کمال بهترین و مهم‏ترین هدف هر جوانی باید باشد. درهای موفقیت به روی همه و همیشه باز است؛ کافی است چشم‏هایمان را باز کنیم و به سمت آن حرکت کنیم.
از همراهی و همدلی شما ممنونیم.
آقای «سیدمحمد جلالی‏نژاد»، «انتشارات مصطفی» را اداره می‏کند و اولین ناشر کتاب‏های خانم «اسلامی» است. زمینه‏های کار آقای «جلالی» به ائمه اطهار(ع) تعلق دارد. از ایشان خواستیم تا کمی در مورد کارهایشان توضیح بدهند.
اولین بار که خانم اسلامی برای چاپ کتاب‏شان آمدند من پیشنهاد کردم که کارشان را در زمینه معصومین ادامه دهند تا بتوانیم با ایشان کار کنیم. معتقد بودم که خانم اسلامی می‏توانند کارشان را از این زمینه شروع کنند و پیشرفت کنند که بحمدللّه‏ کار شروع شد و نسبتا راضی هستیم.
نظرتان راجع به جوان‏هایی که مثل
خانم اسلامی احتیاج به یک همراه دارند تا به هدف‏شان برسند، چیست؟
ما جوانان مستعد و موفق زیاد داریم، فقط باید به آنها میدان داده شود. اگر ما کمی از توقعات‏مان کم کنیم و دست جوانان‏مان را بگیریم حتما در این زمینه جلو خواهیم رفت و پیشرفت شامل همه جوانب جامعه خواهد شد.
با جوانان چه صحبتی دارید؟
جوانان کشور ما باید قدر خودشان را بدانند. آنها نسل مملکت اسلامی هستند و باید دین و ایمان خود را حفظ کنند و از ائمه(ع) برای رسیدن به اهداف والا کمک بگیرند.
ضمن تشکر از آقای «جلالی»،
موفقیت روزافزون را برای نویسندگان جوان کشورمان آرزو می‏کنیم.

«امیدان نبی»علم، عشق، تلاش، موفقیت


پدیدآورنده:گزارش: مریم حقیقت‏گو،

،
برای همه مادران شاغل که کودکان زیر 6 سال دارند همیشه این سؤال بوده که کودک خود را به کجا و چه کسی بسپارند تا با خیال راحت و آسوده در محل کار خود حاضر شوند، برخی منزل مادر بزرگ، خاله، عمه و یا همسایه را انتخاب می‏کنند و عده بیشتری نیز مکانی به نام مهد کودک را برمی‏گزینند و آنجاست که مربی، خاله کودک می‏شود، هرچه او بگوید کودک می‏پذیرد و خلاصه به او به عنوان مادر دوم نگاه می‏کند و حال این سؤال پیش می‏آید: آیا مهد کودکهای موجود در حال حاضر شرایط استاندارد برای نگهداری کودکان را دارند و از طرفی دیگر آیا نیاز به مهد کودک برای مادران
خانه‏دار نیز احساس می‏شود یا خیر؟
باید چاره‏ای اندیشید و از جمله، ادارات مجهز به مهد کودکهای استانداردی شوند تا از فرزندان کارمند آن اداره در این مهد کودک نگهداری شود. ستاد مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سالهاست که مهد کودک و مرکز پیش‏دبستانی امیدان نبی را راه‏اندازی کرده و از سال 1368 تا کنون در زمینه رفع مشکلات خانواده‏های پاسدار و پرورش استعداد کودکان، قدمهای مثبت و سازنده‏ای را برداشته است.
این مرکز با پذیرش فرزندان پاسدار، خدمات ارزنده‏ای را به این نوباوه‏گان ارائه می‏کند و بارها نیز شاهد درخشش و موفقیتهای این خردسالان بوده است و همین امر باعث شد تا در گزارشی کوتاه از این مرکز، گفتگویی نیز با خواهر نبی‏زاده مدیر این مرکز داشته باشیم.
ساختمان مهد در فضایی به وسعت 2000 متر مربع بنا شده که نمای بیرونی آن پوشیده از فضای سبز و پارک زیبایی برای کودکان است در محوطه باز، وسایل مختلف بازی،
رودخانه، آلاچیق، آبنما و ابتکارهای جالبی که در جاهای دیگر کمتر به چشم می‏خورد وجود دارد. وجود مازهوشی که با آجرنما ساخته شده، فرصتهای جالبی برای کودکان فراهم نموده که هم آزمون هوشی و هم بازی جالبی برای کودکان است.
در داخل ساختمان نیز پنجره‏ها رو به فضایی باز به وسعت 200 متر مربع دیده می‏شود. این فضا پوشیده از درختان بلند قدی است که در لابه‏لای خود گنجشکها و پرندگانی
را جای داده که با نغمه زیبای آنها صفای مهد کودک دوچندان شده است.
به محض ورود به ساختمان مهد صدای همخوانی زیبای قرآن توسط کودکان به گوش می‏رسد. وارد مهد که می‏شوی گویی به دوران کودکی‏ات بازگشته‏ای و اتاق مدیر مرکز، سرکار خانم نبی‏زاده نیز مملو از شور و عشق و شادی است با دیوارهایی که کاملاً متناسب با سن کودکان آراسته شده.
در مرکز چندین کارگاه وجود دارد از جمله کارگاه مفاهیم ریاضی، طبیعت‏شناسی، اعتقادات اسلامی، کتاب، نقاشی، سفال و تربیت بدنی که در هر کدام به آموزشهای مختلف پرداخته می‏شود.
برای ورود به هر کارگاه، راهنماهای تصویری، کودکان را هدایت می‏کند. به اولین اتاقی که می‏رسیم کارگاه «مفاهیم ریاضی» است که در آن با استفاده از ترازوها و قطعات رنگی، انواع دگمه‏های رنگی و شکلهای مختلف پوست فندق و گردو مفاهیمی مثل کمتر، بیشتر، سبک‏تر، سنگین‏تر، بالا و پایین، شباهتها و تفاوتها را می‏آموزاند.
کارگاه بعدی کارگاه «اعتقادات اسلامی» است. این کارگاه فضای کاملاً معنوی را ایجاد می‏کند. در این کارگاه به ماکت خانه خدا، چاه زمزم، نقاشی آموزشی از مراحل وضو و نماز و همچنین رحلهای قرآن و سجاده‏های کوچک به تعداد کودکان برمی‏خوریم که با استفاده از آنها علاوه بر آموزش قرآن و نماز، قصص انبیاء و ائمه، گوشه‏هایی از تاریخ اسلام به طور مصور و بر حسب مناسبتهای اسلامی وجود دارد.
کارگاه دیگر کارگاه «کتاب و کتابخوانی»
است. در این کارگاه کتابهای خاص گروه سنی پیش از دبستان به طرزی چیده شده که تصاویر روی جلد کتابها کاملاً مشخص است و برای بچه‏ها ایجاد انگیزه در مطالعه می‏نماید. همچنین مربیهای هر کلاس که کاملاً مسلط به کار در کارگاهها هستند، به کار تعلیم کودکان می‏پردازند. ضمنا امکاناتی مثل نوار قصه و عروسک نمایشی برای به نمایش درآوردن بعضی از قصه‏ها توسط کودکان نیز به چشم می‏خورد.
ـ در سالنها و راهروها نیز به فواصل مختلف گلدانهای طبیعی چیده شده و اکواریوم زیبایی نیز در گوشه‏ای دیگر تعبیه شده است که در انتهای راهرو به نمایشگاه می‏رسیم. نمایشگاهی دایمی از آثار نقاشی، سفال و مهارتهای دستی کودکان.
از نمایشگاه دایمی به کارگاه نقاشی می‏رسیم که در آن تخته شاسی نقاشی، و
طرحهای ساده گرافیکی و ابزارهای مختلف نقاشی به چشم می‏خورد. این کارگاه با نورپردازیهای مناسب تزیین گردیده است که انسان با دیدن آن به وجد آمده، به طوری که ذوق هنری هر انسانی در آنجا تحریک می‏شود.
کارگاه دیگر کارگاه «طبیعت‏شناسی» است که بزرگترین کارگاه این مرکز می‏باشد و بسیار مجهز است و اگر بگوییم که این تجهیزات در کمتر مدرسه و حتی دانشکده دیده می‏شود مبالغه نکرده‏ایم. بسیاری از اینها نیز در خود مرکز ساخته شده است.
از ابتدای ورود، ماکت انواع حیوانات اهلی و وحشی، حشرات و پرندگان و انواع گیاهان و سنگها وجود دارد و همچنین نمایشی از مراحل تولید محصولات مثل عسل و یا تولید پارچه و نخ‏ریسی به صورت ماکت نمایش داده می‏شود. تجهیزاتی مثل ویدئو، تلویزیون، اورهد و
آپارات نیز از جمله وسایل آموزشی هستند که همه‏روزه برای طبیعت در دسترس کودکان قرار می‏گیرد.
در قسمت دیگری از مرکز، اکوسیستمهای «مرداب، جنگل و کویر» در اندازه طبیعی ایجاد شده که با وارد شدن به آن کاملاً فضای واقعی را در ذهن تداعی می‏نماید. «کارگاه ورزش» از جمله دیگر کارگاههایی است که در آن امکاناتی از قبیل استخر، توپ، طناب، تور بسکتبال، حلقه‏بازی و تشک پرش و ژیمناستیک وجود دارد. کودکان با آموزشی که توسط مربی باتجربه خود می‏بینند به انواع ورزشها می‏پردازند.
آخرین کارگاه، کارگاه سفالگری است که از همان بدو ورود آثار دستی بچه‏ها را که در کنار هم چیده شده‏اند می‏بینیم. این کارگاه همانند هر کارگاه سفالگری، مجهز به چرخهای سفالگری، گِل مخصوص و حوضچه ساخت گل و شیر آب است و در جالباسی که به دیوار آویزان است پیش‏بندهای یکرنگی به چشم می‏خورد که رنگ صورتی ویژه دخترها و رنگ آبی برای پسرهاست. در این کارگاه کودکان به ساختن ظروف سنتی، وسایل مختلف نظیر گلابدان، آدمک و پیکره حیوانات و پرندگان می‏پردازند.
* * *
هرچند تقریبا تمام کارگاهها و فضاهای مهد کودک مورد بازدید قرار گرفت، لیکن کارگاهها آنقدر جالب و جذاب بود که دلمان می‏خواست دوباره برای بازدید آنها برگردیم!
و یادمان نرفته بود که همه این جذابیتها حاکی از مدیریتی قوی است. آن هم مدیریت قویِ یک خواهر؛ خواهری که پرتلاش و عاشقانه با تخصص و تدبر این مرکز را راه‏اندازی کرده و از هیچ کوششی دریغ نکرده است. امیدان نبی، یعنی امید به تربیت کودکان مورد علاقه رسول(ص) و ادامه دهنده راه رسول(ص) و امت واقعی او، امید به تربیت آینده‏سازان برای فردای بهتر ایران اسلامی.
و باز هم صدای کودکان که با هم شعر می‏خوانند به گوش می‏رسید و من در این فکر که به قول خانم نبی‏زاده، بر اساس یک تحقیق
به عمل‏آمده مشخص شده که مربیانی که با گروههای سنی پایین‏تر کار می‏کنند دارای طول عمر بیشتری هستند و ما نیز عملاً در این مکان شاهد این مطلب بودیم.
خانم نبی‏زاده در مورد تاریخچه این مرکز می‏گوید:
مرکز پیش‏دبستانی امیدان نبی اکرم(ص) در سال 1368 به همت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با فضای آموزشی 100 متر مربع و تعداد 100 کودک افتتاح شد و طی سالهای بعدی با توجه به اهمیت موضوع و عنایت مسؤولان، رشد چشمگیری داشت تا حدی که امسال مساحت فضای آموزشی امیدان نبی به 2000 متر مربع و با تعداد 300 نوآموز افزایش یافته است. قابل ذکر است که از زمان تأسیس تا به حال 2000 کودک مقطع آمادگی خود را به پایان رسانده
که غالبا در مدارس، جزء شاگردان ممتاز و نمونه پذیرفته شده و تحصیل می‏نمایند.
خانم نبی‏زاده در مورد چگونگی تشکیل این کارگاهها این گونه توضیح داد:
هدف از راه‏اندازی این کارگاهها این است که استعدادهای کودکان در زمینه‏های مختلف کشف و به پرورش و شکوفایی کودکان بپردازیم. از جمله کارگاه مفاهیم ریاضی، کارگاه طبیعت‏شناسی، کارگاه اعتقادات اسلامی، کارگاه کتاب، کارگاه نقاشی، کارگاه سفال و کارگاه تربیت بدنی را می‏توان نام برد.
کارگاه ریاضی
از آنجا که کودکان در سنین بین 2 تا 7 سالگی در مرحله‏ای از رشد قرار دارند که بسیاری از مفاهیم اولیه در انسان مانند مفاهیم بزرگ و کوچک، بالا و پایین، پهن و باریک، درک خصوصیات یک شی‏ء، مقایسه، طبقه‏بندی، همبستگی و ارتباط، ترتیب، فضا، مجموعه‏سازی و تنازع یک به یک در این مقطع سنّی حاصل می‏شود و تحقیقات نشان داده است که هر چقدر که بتوانیم کودک را بیشتر به تمرین و ممارست با این مفاهیم وادار نماییم او را در دستیابی به این مفاهیم بیشتر یاری نموده‏ایم. بدیهی است کودکانی که مرتب
با این مفاهیم تمرین داشته‏اند و مأنوس بوده‏اند نسبت به کودکانی که هیچ آشنایی با این تمرینات نداشته‏اند از لحاظ هوشی در سطح بالاتری قرار می‏گیرند.
کارگاه طبیعت‏شناسی
آزمایشات و تحقیقات نشان داده است که کودک هر چقدر در دوران کودکی با پدیده‏های مختلف طبیعی و پدیده‏های اطراف محیط زندگی خود مأنوس بوده و یا آنها را تجربه نماید و بیشتر با آنها سر و کار داشته باشد و
خلاصه به نوعی با آنها درگیر و در تماس باشد در بزرگسالی در انجام فعالیتها و یافتن راه‏حلهای مختلف برای مشکلات زندگی موفق‏تر است.
خانم نبی‏زاده اضافه می‏کند:
ما بر این اساس با ایجاد کارگاه طبیعت‏شناسی سعی نموده‏ایم کودکان را از همان دوران کودکی با تمامی پدیده‏هایی که در طول دوران زندگی بشر به نوعی با آنها سر و کار دارد را آشنا نموده تا بتوانند آنها را تجربه بنمایند تا در بزرگسالی برای آنها پدیده‏های نو، تازه و عجیب و غریبی به نظر نیایند.
کارگاه اعتقادات اسلامی
یکی دیگر از مجموعه فعالیتهای مبتکرانه که توسط مرکز، برنامه‏ریزی و طراحی شده است کارگاه اعتقادات اسلامی می‏باشد. هدف از ساخت این کارگاه تلطیف تمایلات روحانی در یک محیط مذهبی و همچنین آشنایی کودکان با مفاهیم فرهنگ اسلامی به شیوه‏ای عملی است.
کارگاه کتاب
این کارگاه به منظور ایجاد انگیزه مطالعه در کودکان و آشنایی آنان با موضوعات کتاب و کتابخوانی راه‏اندازی شد. در این کارگاه از روشهای متعددی استفاده می‏شود تا کودکان
بتوانند با کتاب ارتباط خوبی برقرار کنند؛ از جمله پخش نوار قصه همراه با ارائه کتاب مصور و اجرای موضوعات کتاب به شکل حرکات نمایشی.
کارگاه سفال
کارگاه سفال نیز با استفاده از متخصصین سفالگری و مجسمه‏سازی فعالیت چشمگیری در زمینه سفالگری دارد . کودکان ابتدا با خاک و ویژگیهای آن آشنا شده و ضمن بازی با گل می‏توانند انعطاف‏پذیری این ماده را لمس کنند و به تدریج با روشهای مختلف آشنایی پیدا می‏کنند و با تمرینات مکرر جهت کسب مهارتهای دستی مربوط به عضلات کوچک ورزیده باشند و بعد از آشنایی با سطوح و حجم و آمادگی دست، کودک به طور خلاق می‏تواند هرچه را که در ذهن خود دارد در قالب کار سفال به طور عینی برای دیگران تجسم نماید.
کارگاه نقاشی
در این کارگاه کودکان با آشنا شدن با رنگ و ترکیب آن و با استفاده از ذهنیت و افکار خود از مجموعه آموزشهایی که از طریق دیده‏ها و شنیده‏ها و تجاربش به دست آورده‏اند قادر خواهند بود مفاهیم ذهنی خود را نظم و ترتیب داده و به صورت منظمی در قالب نقاشی کودکان به تصویر درآورند.
در کل، فلسفه وجودی این کارگاهها آن است که ما با فراهم کردن زمینه‏های مختلف و به نوعی ضمن مواجهه کودک با پدیده‏ها، خلاقیت را در آنها شکوفا نماییم. کما اینکه در طول یک دهه گذشته که تعداد زیادی فراگیر، از این مرکز فارغ‏التحصیل شده‏اند به لطف و فضل الهی، اکثر آنان از بهره هوشی بالا بهره‏مند بوده، به طوری که در بهترین مدارس تهران پذیرفته شده و جزء بهترین دانش‏آموزان مدارس خود می‏باشند.
خانم نبی‏زاده در مورد علت موفقیت خود
می‏گوید:
از آنجا که به کار علاقه خاصی داشتم و نهایت سعی و تلاش خودم را انجام می‏دادم که کار را به نحو احسن انجام دهم، در این راه احساس کردم که باید تحصیلات خودم را در این رشته تکمیل کنم و لذا عشق و علاقه‏ام را با معلومات عجین کرده و درآمیختم و از هر نوآوری در این زمینه استقبال نمودم. من سخن خود را در سه لفظ خلاصه می‏کنم: علم، عشق، تلاش. اگر این سه در یک جا جمع شوند فرد خود را قرین با موفقیت می‏یابد. از خداوند تبارک و تعالی می‏خواهم که همچنان که تا به حال به اینجانب و مرکز «امیدان نبی» عنایت داشته است در آینده نیز این مرکز را بیش از پیش موفق بدارد.
خانم نبی‏زاده در پایان تأکید می‏کند:
به مربیان و مادران توصیه می‏کنم که به اهمیت این مقطع سنی بیشتر توجه نمایند چرا که این دوران نقش تعیین کننده در زندگی آنان دارد. اگر در این دوران بتوانیم از ظرفیتهای موجود استفاده مناسب بکنیم، چه بسا بسیاری از فرزندانمان در آینده از نوابغ و متفکرین بزرگ جامعه خواهند شد.
و اگر دست‏اندرکاران به این مسأله ایمان داشته باشند قطعا سرمایه‏گذاری در امور آموزشی مصروف این دوران از سن کودکان خواهد شد. به امید فرا رسیدن آن روز.

خانواده، جوان و موفقیت


دیدآورنده:احمد لقمانی،
،
طلوع سخن
آنکه او دست و دلت را سبب روزی کرد
درگهت را درِ پیروزی و بهروزی کرد
بخت پیروز تو را گنبد فیروزه چرخ
تا قیامت سبب نصرت و پیروزی کرد(1)
موفقیت، کامیابی، سربلندی و کامروایی، ماجرای بزرگ زندگی است(2) که آرزوی دلربا و دلپذیر همه نسل‏ها در همه عصرها بوده است و خواهد بود. این پدیده زیبا و زرین، ره‏آورد ترکیب انسان با لحظه لحظه‏های زندگی است و در حقیقت یک «سفر» یا یک «نتیجه» است نه «مقصد و هدف».(3) از این‏رو هر مرحله از موفقیت، تلاش تازه‏ای برای دستیابی به مرحله‏ای برتر و بالاتر است تا همیشه و هر حال، روح سرشار از نشاط و شادمانی و نگاه لبریز از امید به زندگانی گردد و جسم و جان انسان با «حرکت و سبقت» بیشتر در پی فتح فردا و فرداهای دیگر باشد.
موفقیت؛ بینش‏ها و برداشت‏ها
با نگاهی عمیق و دقیق در می‏یابیم که سربلندی و کامروایی یک مفهوم کلی است که نسبت به هر انسانی به گونه‏ای خاص جلوه‏گر می‏شود و بنا بر دیدگاه افراد به آفرینش و آفریده‏ها ترسیم و تدوین می‏گردد. به طور مثال «ناپلئون بناپارت»، امپراطور فرانسه بر این باور است:
«شرط اصلی موفقیت در تمام مراحل زندگی سه چیز است:
اول: پول، دوم: پول، سوم: پول.»
اما برخی دیگر «تلاش و تکاپو» را شرط نخست و بنیادین سربلندی می‏دانند و می‏گویند:
«موفقیت، مجموعه‏ای از تلاش‏های کوچک روزانه است که راز آن ثبات قدم نام دارد. در زندگی، هیچ مرد بزرگی نمی‏تواند کلمه موفقیت را قبل از کلمه کوشش قرار دهد.»(4)
و در کنار این سخنان، بعضی موفقیت در زندگی را محصول «بهره‏گیری تمام عیار از استعدادها و توانایی‏های خویش برای شکوفا ساختن نیروهای ناپیدا» تفسیر می‏کنند و معتقدند:
«انسان موفق، خوشبخت و کامرواست، زیرا 95% از استعدادها و توانایی‏های خود را شکوفا ساخته است. شکست‏خوردگان، تنها 5% از استعدادها و قوای طبیعی خود را مورد بهره‏برداری قرار می‏دهند و این بهایی است که می‏پردازند.»(5)
بی‏تردید در راه کسب این کامیابی هرگز نباید به رضایت همگان اندیشید که این شکستی ویرانگر در دستیابی به اهداف والای زندگی است، بلکه نسبت به آنچه که انجام می‏دهیم باید آگاهی، عشق و هوشیاری از خود نشان دهیم. چنان که «هربرت کاسون» می‏گوید:
از شخصی که در زندگی به موفقیت‏های بزرگی نائل شده بود پرسیدند:
چه عاملی به موفقیت شخص کمک می‏کند؟
پاسخ داد: «داشتن یک هدف و پرتاب تیر درست به سوی آن هدف» بی‏آنکه نگاه فرد به اطراف باشد و توجهی به سخنان دیگران نماید.
دیدگاهی گسترده‏تر، روشن‏تر و بهتر از تمامی آرا و نظرات در بین اندیشمندان جهان وجود دارد که صاحبان آنها فراتر از «پول و ثروت»، «مقام و موقعیت» و یا «شهرت و محبوبیت»، بنا بر فطرت پاک و پاکزاد خداوندی، از لابه‏لای غبارهای تیره و تار مادیات و منیّات، «فضای روشن و روشنگر معنویات» را می‏نگرند و چنین بینش‏هایی دارند:
«می‏خواهم از خودم یک «انسان» بسازم؛ اگر در این کار موفق شوم، در هر کار دیگری موفق خواهم شد(6) ... اگر انسان بتواند از آنچه که هست خود را به مقام معنوی بالاتری برساند موفق است ... با تقوا و خوبی می‏توان سعادت خرید؛(7) نعمتی که در اثر کار، تفکر و سعی در حفظ شرافت و پرهیزگاری به دست می‏آید.(8) آنچه که مرا سربلند و خوشبخت می‏سازد این است که خوشبختی [و موفقیت] را برای خود نیندوزم و با دیگران قسمت کنم.(9) در زمان ما، کسی را موفق می‏دانند که بیش از آنچه که به جهان عرضه می‏کند، از آن سود می‏برد؛ اما مرد باارزش کسی است که بیش از آنچه سهم می‏برد، پیشکش کند.»(10)
تو را باد پیروزی از آسمان
مبادا به جز داد و نیکی گمان
چنین روز روزت فزون باد بخت
بداندیشگان را نگون باد بخت(11)
«موفقیت» و «سربلندی» در
اندیشه‏های پاک پیشوایان معصوم علیهم‏السلام
آشنایی با گنجینه‏های گرانبار سخنان آسمانی معصومان علیهم‏السلام و صالحان، معیارها و خواسته‏های ما را دگرگون می‏سازد و مرزهای زمینی و زمانی آرزوهایمان را گسترده‏تر می‏نماید.
با نگاهی به واژه «وَفِّقْنی»؛ [پروردگارا![ مرا موفق ساز، به خوبی از زوایای بینش‏ها و گرایش‏های درس‏آموز اسوه‏های امروز و فردای زندگی خود بهره می‏گیریم و سربلندی، کامیابی و موفقیت واقعی و حقیقی را در آینه نگاه سخنان قُدسی آنان نصیب خود می‏سازیم:
«دعای عرفه» آبشار شناخت و برداشت امام حسین علیه‏السلام از شخصیت «آفریدگار، آفرینش آفریده‏ها» است که در فرازی زیبا از این دعا، آن حضرت طلب موفقیت در لحظه‏های زندگی خویش می‏کند و عرض می‏نماید:
«الهی کفی بی عزّا اَنْ اَکونَ لَکَ عَبْدا و کفی بی فخرا اَنْ تکون لی ربّا، الهی انت لی کما احبّ، وَفِقْنی لما تُحبّ؛(12) پروردگارا، بندگی من برای تو جهت عزت و سربلندی‏ام کافی است و خداوندی تو برای من برای فخر
و ارج‏گذاری‏ام کافی است، خدایا تو برای من آن گونه‏ای که دوست دارم و می‏پسندم، مرا موفق نما تا به گونه‏ای شوم که تو می‏پسندی و دوست داری.»
این راه نورانی و خواسته آسمانی از سوی دیگر پاکان نیز استمرار یافته است تا افزون بر قرائت حمد در نماز و بیان «ایّاک نعبد و ایّاک نستعین، اهدنا الصّراط المستقیم»، عبادت و عبودیت خویش را از پروردگار پر مهر طلبیم، چنان که امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه به پیشگاه خداوند عرض می‏نماید:
«اللهم صلّ علی محمّد و آله و وفّقنی لقبول ما قضیت لی و علیّ و رضّنی بما اخذت لی و منّی؛(13) پروردگارا، درود فرست بر محمد و خاندان او و مرا موفق بدار برای قبول آنچه که قضای تو به نفع یا ضررم نگاشته است و راضی‏ام کن به آنچه که به سود یا زیانم از من می‏گیری.»
در برخی خواسته‏ها از خداوند موفقیتی همچون موفقیت برترین انسان‏های هستی را می‏طلبیم تا همچون الگوهای الهی، ما نیز سربلند و آبرومند شویم، از این‏رو به پروردگار خویش می‏گوییم:
«وفّقنی لما وَفَّقْتَ له محمدا و آل محمد علیه و علیهم‏السلام؛(14)
خدایا! مرا کامیاب و سربلند گردان در انجام آنچه که موفق ساختی محمد و آل محمد علیه و علیهم‏السلام را [و به وسیله چنین توفیقی به مقامات والا و بالا دست یافتند.]»
درخواست موفقیت و توفیق در انجام اعمال صالح خداپسند و دوری از کارهای پوچ و ناپسند که هر یک پلکان صعود عبودیت عبد محسوب می‏شود، خواسته‏ای خوب از بندگان خوب است:
«اللهم وفقنی لکل عمل صالح ترضی به عنّی ... وفّقنی للعمل الصالح و اعصمنی من العمل الصالح؛(15)
پروردگارا! مرا موفق بدار برای انجام عمل صالحی که با آن از من راضی شوی ... و کامیابم گردان برای اعمال شایسته و دورم ساز از کارهای زشت و زیانبار.»
موفقیت برای «استقامت» نسبت به سختی‏های بندگی در عرصه‏های مختلف خانوادگی و اجتماعی (و وفقنی یا ربّ ان استقیم)(16)، «تقرّب» به محضر حق (و وفقنی لما یقرّبنی الیک)،(17) انجام واجب و مستحب [و ترک حرام و مکروه] (و وفقنی به لاداء الواجب و المندوب)(18) و سرانجام درخواست موفقیت برای آمادگی و زمینه‏سازی هجرت از این دنیای فانی به سرای باقی پیش از شتافتن مرگ به سوی ما و غافلگیر شدن‏مان،(19) خواسته‏هایی است که صالحان و خردمندان روحانی از خدای خود طلب کرده‏اند تا مسیر موفقیت با نور معنویت و عبودیت فرا روی تمامی بندگان شایسته و نیک‏اندیش نمایان شود و هرگز عمر گرانمایه خویش را که چون «سرمایه‏ای آسمانی» در اختیار انسان قرار می‏گیرد همچون «سودی زمینی»، بی‏عیار و بی‏معیار به تاراج دل‏ها و دیده‏های بی‏شمار نگذارند و سرانجامی چون ورشکستگی، خسران و زیان بی‏پایان نصیب خود نسازند:
چیست از این خوب‏تر در همه آفاق کار
دوست به نزدیک دوست، یار به نزدیک یار
دوست برِ دوست رفت، یار به نزدیکِ یار
خوش‏تر از این در جهان هیچ نبوده است کار(20)
جوان، موفقیت و انواع آن
اکنون که با دیدگاههای مختلف انسان‏های صاحب‏نظر یا انواع جهان‏بینی مادی و معنوی آشنا شدیم به راحتی می‏توانیم ابعاد و انواع موفقیت را مطرح کنیم و با یکدیگر به تحلیل هر یک بپردازیم.
در یک نگاه موفقیت دارای دو جلوه است، جلوه نخست، پیشرفت و ترقی ظاهری و محسوس در زندگی اجتماعی، فرهنگی و یا اقتصادی است که فرد سرآمد دیگران می‏شود و در عرصه‏های مختلف مورد توجه قرار می‏گیرد. این پدیده خجسته پیش از هر گونه شانس، اتفاق و یا بخت و اقبال نیازی ضروری به شناخت راه، شناخت هدف و شناخت ابزارهای لازم جهت پیمودن مسیر و دستیابی به قله پیروزی و موفقیت است.
اما جلوه دوم موفقیت ـ که گاه در نگاه بسیاری پیروزی، سربلندی و یا کامیابی در عرصه‏های مختلف زندگانی محسوب نمی‏شود ـ سازگار نمودن خود با مشکلات زندگی، توجه به حقایق غیر قابل انکار و یا غیر قابل توجیه سختی‏ها و تلخی‏ها و تأمل و تدبر در پیدا کردن راهی جهت عبور از لابه‏لای سنگلاخ‏های زندگی است.
به یقین آن زمان که همه چیز علیه انسان است، اگر آدمی خود را با شرایط نامطلوب، سازگار نمود، معنای موفقیت را تجسم عینی بخشیده است. رضایت درونی ناشی از موفقیت در این مرحله، همه ما به ویژه جوانان را برای صعود به مرحله‏ای دیگر آماده می‏کند. علاوه بر آن، کسب موفقیت در یک بُعد یا عرصه زندگی ـ بر سایر ابعاد نیز اثر گذاشته و روح اعتماد شخص را تقویت می‏نماید.(21) آنان که سربلند از این معبر دشوار بیرون روند، راههای دیگر پیشرفت و ترقی را با سرعتی بسیار و غیر قابل باور طی می‏کنند و همچون دانه‏ای که با سختی و تلاش بسیار از خاک سر بیرون آورده است، با سرعت به سوی آسمان حرکت می‏کنند و خورشید حیات و هستی را در آغوش می‏گیرند.
بی‏دلیل نیست که برخی اندیشمندان معتقدند:
راه دستیابی به موفقیت، مضاعف کردن میزان شکست‏هاست.(22)
سربلندی و خوشبختی درونی است نه بیرونی، به آنچه هستیم بستگی دارد نه آنچه داریم.(23)
راهکارهای ارتباط با جوانان در باره
موفقیت
موفقیت در زندگی جامه عمل پوشاندن به آرزوها و آمال گذشته و حال انسان است که لحظه‏های حیات ما را در بر داشته است. این مهم در ایام سراسر شور و نشاط جوانی اهمیت ویژه‏ای می‏یابد، به گونه‏ای که امروز هر یک از ما را به فردایی طلایی و گاه رؤیایی پیوند می‏دهد، از این‏رو در اندیشه‏ها و انگیزه‏های نسل نو جایگاهی بس والا و بالا دارد.
مربیان و مبلّغان و یا پدران و مادران با سلسله راهکارهایی درخور و ارزشمند باید ارتباطی منطقی با نوجوانان و جوانان برقرار کنند و مجموعه‏ای از شیوه‏های قابل اجرا در دستور کار خود قرار دهند، که از آن میان، به این نکات می‏توان اشاره نمود:
1. توجه به جنبه‏ها و جلوه‏های مثبت در
زندگی جوانان
ارتباط، گفتگو و نشست و برخاست با نسل نو باید به گونه‏ای تنظیم شود که آنان احساس کنند به هر حال در یک جهت یا جنبه، موفق هستند و از صفتی مثبت و پسندیده بهره دارند.
بازگو کردن جهات ارزشمند و قابل قبول جامعه در شخصیت جوان، او را به «هویت» خویش باز می‏گرداند. از ظرفیت‏ها و قابلیت‏های درونی خود باخبر می‏سازد، باعث جبران گذشته و امید به حال و آینده می‏شود و سرانجام پلی بین امروز زندگی با فردای ابدی او برقرار می‏سازد تا پر تلاش و سختکوش از لابه‏لای سختی‏ها به راحتی‏های مورد انتظار خویش که همان موفقیت و کامیابی‏های شیرین و زرین است، دست یابد.
2. جایگزین‏سازی اهداف جدید
شناخت اندک و تجربه ناچیز نسل جوان گاه آنان را به هدف‏های ابتدایی یا میانی دلخوش می‏سازد، از این‏رو از دستیابی به اهداف عالی و نهایی ـ که در نگاه و دیدگاه پیشوایان روشن‏اندیش و صاحب‏نظران نکته‏سنج ترسیم گردیده بود ـ باز می‏مانند و دیری نمی‏پاید که حسرت و افسوس گذشته را نصیب خود می‏سازند!
همه ما باید دوستانه و صمیمانه به جوانان تفهیم نماییم، چنانچه به موفقیتی دست یافتند، برای پرهیز از رکود و رخوت، با سرعت و دقت، هدف دیگری را جایگزین هدف قبلی نمایند و توانایی‏های خود را برای دستیابی به موفقیت بعدی بسیج سازند تا هرگز اسیر دلزدگی، یکنواختی و یا روزمرّگی نشوند و همیشه پرشور و پرتوان به آینده بنگرند.
3. توجه بخشیدن به نقش شگرف اراده
جوانان به همان مقدار که به نقش خانواده، جامعه و همسالان و برخی دیگر از عوامل موفقیت خود اعتقاد دارند، نقش خویش را نیز باید باور کنند و عامل اراده خودساز شخصیت را برجسته‏تر از دیگر عوامل، در نظر آورند، که:
از حلقه‏های زنجیر سودا چه باک دارد
از گوشمال گرداب دریا چه باک دارد
پرواز گوشه‏گیران بالاتر از سپهرست
از سربلندی قاف عنقا چه باک دارد(24)
4. حفظ تعادل روحی و فکری نسل جوان
برای حفظ تعادل روحی و فکری جوانان، بسیار ضروری است که به آنها تفهیم شود، عوامل احتمالی شکست را در کنار عوامل موفقیت در نظر گیرند و با این نگاه به امروز و فردای زندگی بنگرند تا چنانچه به بن‏بست رسیدند، آمادگی اولیه را برای پذیرش شکست داشته باشند.
علاوه بر این بدانند و باور کنند که هرگز «نوش» زندگی بدون «نیش» به دست نمی‏آید و در هر شکستی تجربه‏ای طلایی و برداشتی اثرگذار نهفته است، چنان که در موفقیت‏ها، این بیم و هراس وجود دارد که انسان دارای غرور کاذب، رکود ویرانگر و یا از دست دادن تدبیر و تلاش حرکت‏آفرین و زندگی‏ساز گردد.
5. توجه بخشیدن به شخصیت افراد نه
مسئولیت آنان
فراز آغازین این نوشتار را با این سخن آغاز کردیم که موفقیت یک سفر یا یک نتیجه است نه یک مقصد و هدف نهایی. اکنون نیز بر این مهم تأکید می‏کنیم که هوشیاری و آگاهی ما مانع جایگزین‏سازی «ابزار» به جای «اهداف» خواهد شد، چنان که حقیقت وجود انسان به گونه‏ای است که شخصیتی سیری‏ناپذیر دارد و هماره به دنبال نامحدود است، گرچه در بسیاری از گزینش‏ها و گرایش‏ها، آرامش و جاودانگی را با جلوه‏های زیبا، فریبا و زودگذر می‏جوید و پس از چندی خسته و افسرده می‏شود، اما باید بدانیم که موفقیت در امور جزیی و کم‏اهمیت، مقدمه‏ای برای سربلندی در کارهای بزرگ است و تنها باید به عنوان پله‏های نردبان تکامل و ترقی بدان‏ها نگریست.
به جوانان عزیز بیاموزیم هرگز به کوچکی یا بزرگی کار یا مسئولیت ننگرند، بلکه به شخصیتی که کار یا مسئولیت را بر عهده گرفته است بنگرند و نحوه ایفای وظایف و مسئولیت‏های او را مورد ارزیابی قرار دهند.
6. آینده‏نگری؛ شرط لازم و ضروری
موفقیت

یکی از ارکان کسب موفقیت، آینده‏نگری است. جوانانی که می‏خواهند خود را برای پذیرش مسئولیت‏های آینده آماده کنند، لازم است با مطالعه و مشورت و دانش و بینش بهتر و بیشتر، در امروز زندگی خود توقف نکنند و گام‏های بلندتر و سریع‏تری برای دستیابی به فردایی روشن، تأثیرگذار و امیدآفرین بردارند زیرا: «مردان روزگار از همت بلند به جایی رسیده‏اند.»
7. نعمت پنداشتن کمبودها، تلخی‏ها و
سختی‏های زندگی
کمبودها و شکست‏های زندگی برای جوانان، هرگز به معنای از دست دادن همه فرصت‏ها تلقی نمی‏شود، زیرا نیروی محرکه‏ای که گاه در اثر تلخی‏ها و سختی‏ها در انسان ایجاد می‏شود، به مراتب برتر و بهتر از احساسی است که در سایه موفقیت پدید می‏آید. به قول «هوراس»: شکست‏ها و تلخی‏ها نبوغ را نمایان می‏کند و خوشبختی‏ها و شادکامی‏ها آن را می‏پوشاند.
8. مدد خواستن از پروردگار و روح بلند
پاکان و صالحان
در هر حال نباید لحظه‏ای غافل شد که همه خیرها و خوبی‏ها از جانب خداست.(25) جوانانی که با «توکل» به خداوند، تمامی موفقیت‏های خویش را از ذات پاک پروردگار می‏دانند و با «توسل» به اولیای دین و پیشوایان قدسی، ارتباط معنوی خود را افزایش می‏دهند، بدون تردید خویش را متصل به اقیانوسی بیکران از «امید و ایمان و اطمینان» می‏یابند و در ساعات سبز دعا و نیایش زمزمه‏ای اینچنین دارند:
ای بارخدا به حق هستی
شش چیز مرا مدد فرستی
ایمان و امان و تندرستی
فتح و فرج و فراخ‏دستی(26)
پی‏نوشتها: ــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ انوری ابیوردی.
2 ـ آرتو مورگان.
3 ـ فیلیپ گوبدالا، بن‏سوئیت لند و گوستاو فلوبر.
4 ـ مامی مک کالو، بنیامین دیسرائیلی، آرتو بریسیان.
5 ـ یک شاخه گل مینا، حسین سیدی، ص159.
6 ـ گارنیلد.
7 ـ زنون.
8 ـ سیسرون.
9 ـ رلف بارتن‏پری.
10 ـ آلبرت انیشتین، فیزیکدان آلمانی.
11 ـ حکیم ابوالقاسم فردوسی.
12 ـ کنزالفوائد، ج1، ص386.
13 ـ الصحیفة السجادیه، ص72؛ ر.ک: همان، ص72 و 92 و 98 و 114.
14 ـ البلد الامین، ص203.
15 ـ الکافی، ج4، ص72؛ کتاب من لا یحضره الفقیه، ج2، ص102؛ تأویل الایات، ص565.
16 ـ مصباح المتهجّد، ص148.
17 ـ بحارالانوار، ج83، ص243.
18 ـ الامان، ص34.
19 ـ (وفقنی للاستعداد للموت قبل ان ینزل بی و تمهید حالی فی دار الخلود قبل نقلتی)؛ جمال الاسبوع، ص101.
20 ـ ابوسعید ابوالخیر.
21 ـ جوان و نیروی چهارم زندگی، محمدرضا شرفی، ص127 و 128.
22 ـ توماس جی، واتسون.
23 ـ هنری ون‏دایک.
24 ـ صائب.
25 ـ جوان و نیروی چهارم زندگی، ص128 و 129.
26 ـ ابوسعید ابوالخیر.

تست پالایشگری!


پدیدآورنده:دکتر حسین خنیفر،
،
این مقاله چشم‏اندازی به سوی ابعاد مختلف موفقیت‏خواهد داشت . به راستی موفقیت چیست و راز موفقیت‏ها کدام است . در ابتدا به سه ضلع موفقیت اشاره می‏شود; سپس سخنان پرمودیترا و ویلیام جیمز بررسی می‏گردد و بعد از آن سه رکن اساسی موفقیت (آروزها، باور و پذیرش) مطرح شده، از قانون تدارکات و تمرین پالایشگری سخن به میان می‏آید . در پایان باورهای موفقیت، تجسم موفقیت و 5 کلید موفقیت‏به تفصیل بررسی خواهد شد و خواننده با آثار روشن برنامه ریزی آشنا می‏شود .
موفقیت چیست؟
چرا همواره از انسان‏های خوشبخت می‏پرسند: راز موفقیت‏شما چیست؟
بعضی از صاحب نظران معتقدند موفقیت مثلثی طلایی دارد; مثلثی که سه ضلع آن عبارتند از:
1 . نظم و آرامش
2 . برنامه ریزی و دقت
3 . سرعت عمل و زمان‏شناسی
پرمودیترا می‏نویسد:1 «حتی یک سازمان موفق امتداد سایه یک مدیر موفق است .» در حقیقت هر انسانی ناخدای کشتی زندگی خویش است و زمانی موفق خواهد بود که خوب بیندیشد، خوب حرکت کند، خوب با تغییرات سازگار شود، خوب برنامه‏ریزی و خوب عمل کند .
ویلمام جیمز می‏نویسد: «بزرگ‏ترین کشف نسل ما این است که انسان می‏تواند با تغییر دادن نگرش خود زندگی‏اش را تغییر دهد . »
ما امروزه اغلب در شرایط شتاب هستیم و سعی داریم مسائل را حل کنیم; اما در واقع بر شدت آن‏ها می‏افزاییم . از آن جا که همه چیز را مساله مهم می‏دانیم، از یک درام به سراغ درام دیگر می‏رویم و بعد از مدتی به تدریج‏باور می‏کنیم که همه چیز مساله بزرگی است . به این مهم توجه نمی‏کنیم که طرز برخورد ما با مسائل روی چگونگی حل آن‏ها تاثیر می‏گذارد . ما باید بیاموزیم که با مسائل راحت‏تر برخورد کنیم . اگر این نکته را بیاموزیم، مسائلی که حل ناشدنی به نظر می‏رسند راحت‏تر و بی‏اهمیت‏تر به نظر خواهند رسید و حتی مسائل بزرگ‏تر و به راستی استرس‏آمیز به قدر سابق انسان را ناراحت نمی‏کنند .
خوشبختانه به گونه‏ای دیگر نیز می‏توان با زندگی روبه رو گشت; روشی ملایم‏تر که زندگی را ساده‏تر و اشخاص را سازگارتر می‏سازد . لازمه این زندگی راحت‏تر و ملایم‏تر این است که عادت‏های کهنه را با واکنش‏های جدید عوض کنیم . عادات جدیدتر سبب می‏شوند زندگی رضایت‏بخش‏تر و سرشارتری داشته باشیم .
سه رکن ضروری:
برخی از صاحب نظران، مانند «گواین‏» ، معتقدند سه عنصر یا رکن ضروری در درون ما وجود دارد که در هر وضعیتی، تجسم خلاقیت و موفقیت را رقم می‏زنند . این عناصر عبارتند از:
1 . آرزوها
آرزوها و خواستن مقدمه باور است و باید از دل و جان باشد . انسانی که آرزوهای معقول دارد، به مرحله آفرینش دست‏خواهد یافت . منظور از آرزو احساس روشن و نیرومند است نه خواستن از سر اعتیاد و حرص و تملک . گاه، در خصوص بعضی مسائل، از خود بپرسید: «آیا حقیقتا از صمیم قلب می‏خواهم این هدف محقق شود؟» آرزوها موتور حرکتند . این موتور، موتورهای ذهنی را به تکاپو و توقف‏ها را به تلاطم در می‏آورد . هر چه آرزوها معقول‏تر باشند، درجه تحققشان بالاتر می‏رود .
2 . باور
ایمان انتظاری مطمئن است; هر چه بیش‏تر به هدف برگزیده خود و امکان حصول آن اعتقاد داشته باشید; یقین بیش‏تری احساس خواهید کرد . همواره از خود بپرسید: آیا باور قلبی دارم که این هدف می‏تواند وجود داشته باشد؟
آیا باورم این است که حصول و تحقق آن برای من ممکن است؟
وقتی باورمندی به موفقیت‏بالا باشد، انسان از مواهب زیر برخوردار می‏گردد:
الف) نوع نگاهش به زندگی مثبت می‏شود .
ب) حرکت، فعالیت و تلاش خود را با برنامه ریزی توام می‏کند .
ج) در تکرار شکست‏های جزئی حل نمی‏شود .
د) همواره برای توفیقات بیش‏تر فعالیت می‏کند .
چنانچه آدمی امیال و آرزوهای خود را مرده تلقی کند و خود را در کل عالم بی‏ستاره به شمار آورد، به مرحله باور مثبت نمی‏رسد و همواره در باور منفی غوطه‏ور خواهد شد . برخی از اشخاص فریاد می‏زنند «من در انتظار بدترین حوادث هستم‏» یا فریاد می‏زنند و باور دارند که: «باز هم بدترین‏ها در راه است .»
بدیهی است انسان همان گونه می‏زید که باور دارد . قبول شکست پیاپی و ایمان به اضمحلال وجود و عدم اندیشه در مراحل موفقیت آدمی را بی‏خاصیت می‏کند و انسان در تخریب خود تسلیم می‏شود . این افراد عملا بدترین و غیر منتظره‏ترین حوادث را به خود می‏خوانند . بنابراین، باید در آغاز اندیشه خود را دگرگون کنند . وقتی فرد عادت کند پیوسته باخت‏ها، شکست‏ها، فقدان‏ها، کینه‏ها، دشمنی‏ها و اتفاقات ناگوار را پیشاپیش خود فراخواند; دیگر به سمت موفقیت‏ها و کامیابی‏ها و خوشبختی‏ها و برکات جهت نمی‏یابد . پس کاری کنید تا موفقیت را به مرحله باور برسانید و چیزی بپندارید که شما منتظرش هستید; زیرا ایمان فعال، شعور نیمه هوشیار را تخریب می‏کند .
باورهای مثبت عامل هدایتگر انسان به سمت موفقیت است و انسان موفقیت جو موفقیت‏ساز می‏شود . گویا دستانی نامرئی به سمت او دراز می‏شوند تا وی را یاری دهند . چنین انسانی، دارای نظم، برنامه ریزی و فرصت‏شناسی می‏شود .
باورهای منفی نیز به اندازه باورهای مثبت قدرت دارند; اما تاثیر منفی می‏گذارند . گاه یک باور منفی یقینی ترکش‏های خود را در سرتاسر زندگی یک فرد رها می‏سازد . نباید فراموش کرد که باور داشتن به چیزی سبب می‏شود آن چیز تجلی کند .
قانون تدارکات
قانون تدارکات می‏گوید:
اولا، انسان نیاز دارد برنامه‏های کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت داشته باشد .
ثانیا، انسان باید و حتمابرای روز مبادا تدارکات منطقی و معقول داشته باشد; اما اگر شما خود را برای چیزی که از آن می‏ترسید یا به آن احتیاج ندارید، آماده کنید، همان را به سوی خود جذب خواهید کرد . حضرت داوود می‏فرماید: «معمولا آن چه می‏ترسیم بر سرمان خواهد آمد .»
ما عموما در اطرافمان می‏شنویم: «من باید پولی برای هنگام بیماری کنار گذارم .» بدین ترتیب، به طور مصمم فرد، بیماری خود را تدارک می‏بیند . گروهی می‏گویند: «من برای روزهای سخت پولی کنار می‏گذارم .» این افراد درباره روزهای سخت و بی‏چیزی به مرحله باور و شاید یقین رسیده‏اند و به طور حتم روزهای سخت‏خواهند داشت; چون منتظر لحظه بسیار ناگوارند . البته انبارهای غله هر فرد باید پر باشد و از حساب مالی مطمئن و ارزشمند بهره برد; ولی باید آگاه بود و درست پیش رفت . موفقیت‏هایی که به خاطر ترس آرزو شود، نوعی شکست پنهان یا ترس وحشتناک از شکست‏بزرگ است . موفقیت را به خاطر توفیق و برای اعتماد به نفس و به خاطر باورمندی خویش آرزو کنید . نیچه می‏گوید: انسان چگونه‏ای است که می‏تواند با هر چرایی بسازد . به شرطی که باور داشته باشد .
3 . پذیرش
آدمی باید مشتاق پذیرفتن و داشتن چیزی باشد که جویای آن است . گاه بی‏آن که هدفی را بخواهیم، دنبال می‏کنیم; تنها به این دلیل که از فرایند دنبال کردن یک امر یا رویداد لذت می‏بریم . همواره باید از خود پرسید: «آیا به راستی می‏خواهم این را به طور کامل داشته باشم؟»
مجموع سه رکن آرزو، باور و پذیرش را نیت می‏نامیم . باید به خاطر سپرد:
الف) هر گاه نیت فرد برای آفریدن چیزی کامل شود، مرزهای موجود را در هم می‏شکند .
ب) هر گاه فرد سراپا طلب و آرزو باشد و اعتقاد کامل داشته باشد، برای انجام هر کاری توانایی دارد; به قول دکتر شریعتی وقتی عشق فرمان می‏دهد، محال سر تسلیم فرود می‏آورد .
ج) هر گاه کاملا مشتاق و باورمند به سمت کاری حرکت کردید، آن را انجام شده تلقی کنید . در روایات داریم: «الاعمال بالنیات; کارها با نیت‏ها تحقق می‏یابند .»
د) هر گاه نیت‏شما روشن‏تر و نیرومندتر باشد، تجسم خلاق شما سریع‏تر و آسان‏تر به ثمر خواهد رسید .
تمرین پالایشگری
یکی از تمرینات معروفی که روان شناسان بر آن تاکید می‏ورزند، پالایش افکار است که آغاز راه برنامه ریزی موفقیت‏به شمار می‏آید; زیرا: قدرتمندترین کاری که برای عوض کردن دنیا می‏توانید انجام دهید، عوض کردن اعتقاداتتان درباره ماهیت زندگی و مردم و واقعیات، تبدیل این باور به اعتقادات مثبت‏تر و عمل طبق آن است .
پس اگر در رسیدن به هدفی دچار مشکل هستید و خود را ناموفق می‏پندارید یا احساس می‏کنید در درونتان مقاومتی وجود دارد که نمی‏گذارد به هدف برسید، تمرین پالایشگری زیر را انجام دهید:
یک صفحه کاغذ بردارید و بالای آن بنویسید: افکار زیر علت ناتوانی من در رسیدن به هدف است . آن گاه آن چه به ذهنتان می‏آید فهرست کنید . مدت زمان طولانی به هر جمله فکر نکنید و زیادی آن را جدی نگیرید . فورا حدود 20 یا 30 مورد را - حتی اگر احمقانه و بچگانه می‏نماید - بنویسید; برای مثال می‏توانید موارد زیر را یادداشت کنید:
1 . خیلی تنبل هستم .
2 . خودم را کوچک‏تر از تصور دیگران می‏بینم .
3 . پول کافی ندارم .
4 . قبلا امتحان کرده‏ام و اثر نکرده است .
5 . مادرم گفته نمی‏توانم .
6 . نمی‏خواهم .
7 . خیلی سخت است .
8 . می‏ترسم .
9 . شاد نیستم .
10 . در دنیا و این آسمان یک ستاره ندارم .
11 . بدبخت‏ترین آدمم .
اکنون چند دقیقه آرام بنشینید و ببینید کدام یک از مواردی که نوشته‏اید به راستی حقیقت دارند و تا چه اندازه به آن‏ها اعتقاد دارید . بدین ترتیب، در می‏یابید چه نوع محدودیت‏هایی را بر خود و جهانتان تحمیل کرده‏اید . هر گاه احساس کردید بسیاری از این موارد وهمی‏اند، فهرست را پاره کنید و دور بیندازید . این نشان می‏دهد:
الف) مواردی که نوشتید نباید در زندگیتان اقتدار داشته باشند .
ب) ایمان به هدف فراسوی باورهای غلط است .
ج) حقیقت وجود خود و توان شما بسیار فراتر از وضع موجود است .
باورهای موفقیت
اگر بعد از تمرین پالایشگری آرام بنشینید و بیاسایید و چند عبارت تاکیدی مثبت و باز و سازنده را جانشین باورهای بسته و منقبض و محدود کننده خود سازید، گامی بلند به سمت موفقیت‏برخواهید داشت و در حقیقت‏به سمت‏برنامه ریزی موفقیت پنجره‏ای خواهید گشود . عبارات تاکیدی زیر در این زمینه سودمند است:
اکنون همه گذشته را به طور کامل رها می‏کنم . من آزادم!
اکنون هر گونه اعتقاد منفی و محدود کننده را نابود می‏کنم . این گونه باورها بر من اقتداری ندارند .
اکنون همه را می‏بخشم و رها می‏کنم .
من می‏توانم شاد و خوشبخت و سعادتمند باشم .
اکنون هر چه احساس گناه، ترس و خشم و غضب و نفرت و انزجار است، دور می‏ریزم . من آزاد، روشن و شفاف و پر از انرژی‏ام .
من از موفقیت لبریزم .
من همنام بعضی پیامبرانم . نام دیگر من مانند نام دانیال پیامبر است; زیرا دانیال یعنی «خدا نگهدار من است .»
من خود را موفق می‏دانم .
همه موانعی که بر سر راه بیان کامل و کامروایی زندگی من وجود دارند، بر خواهم داشت .
دنیا بسیار زیبا و دوست داشتنی است .
کائنات از وفور نعمت لبریز است و همواره خدا روزی رسان است .
همه را عفو می‏کنم و می‏بخشم .
من از خوبی و نیکی و خدمت و توفیق آکنده‏ام .
من خدا را به روشنی ستارگان در دل زیبای شبانه آسمان احساس می‏کنم .
من با خدا هستم و خدا با من است . پس من تماما موفقیت هستم .
تجسم موفقیت
تجسم موفقیت تنها یک فن یا تلقین نیست; مقامی از دل آگاهی است که از خزانه غیب صادر می‏شود; اما شرایطی دارد . نخستین شرط آن نیت است که با سه عنصر «آرزو، باور و پذیرش‏» تعریف شد . در پرتو تجسم موفقیت، انسان به جایگاهی رفیع نائل می‏شود و در می‏یابد که خود آفریدگار بی‏وقفه عالم خویش است . تجسم موفقیت و ایمان به آن سبب می‏شود میان ما و خدا جدایی یا فاصله‏ای احساس نکنیم . ما تجلی خدا هستیم و همه هستی در وجود ما است، ما در باطن خود صاحب همه چیز هستیم . تجلی از طریق تجسم موفقیت‏یعنی فرایند دریافت و ادراک این حقیقت و مرئی ساختن قدرت الاهی وجودمان در عرصه‏های زندگی .
جالب این که همه ما در ژرفای دل خود از غایت‏برتر خویش باخبریم . همه ما می‏دانیم در وجود ما قدرت‏هایی نهفته است که اگر به کار افتد، جهان ما دگرگون می‏شود . بسیاری از ما سال‏ها است‏با موتورهای خاموش و بدون برنامه و خطی زندگی کرده‏ایم، در حالی که 90 درصد ما می‏دانیم قدرت‏های زیادی در درون ما به ودیعه گذاشته شده است . این داستان شاید برای بسیاری از ما به شیوه‏های گوناگون روی داده است . یکی از دوستان تعریف می‏کرد:
روزی یک کش محکم پول را به دست گرفته بودم تا با انگشتان دو نیم کنم . ابتدا آن را دور دو انگشت‏سبابه پیچاندم و با دو دست کشیدم; اما پاره نشد . سپس با چهار انگشت هر دو دست آن را کشیدم; ولی پاره نشد . سپس محکم با تمام انگشتان و کف دست آن را از دو طرف کشیدم; اما پاره نشد . چون احساس می‏کردم کسی مرا نمی‏بیند، پاهای خود را دراز کردم، یک طرف کش را به انگشت پا قلاب کردم و با دو دست آن را کشیدم; ولی پاره نشد . متحیر، مایوس و ورشکسته حلقه کش را بیرون آوردم . برادرم که مرا زیر نظر داشت، فاتحانه به میدان آمد و گفت: فلانی تو همیشه ناتوانی، اصلا بی‏عرضه‏ای، این کش را به یک کودک 6 ساله بده تا با دو انگشت قطع کند و . . . . در یک لحظه غیرتی شدم، نیرویی عجیب در درونم فوران کرد و حلقه کش را با دو انگشت‏سبابه و با کم‏ترین فشار پاره کردم .
راز این موفقیت آشکار است . انسان برای موفقیت در هر کاری به مثلث‏باور، ایمان و تلاش نیاز دارد . این جمله معروف ارشمیدس، ریاضی دان بزرگ یونان، را هرگز نباید فراموش کنیم:
«اهرمی از ایمان و باور به من دهید، تا من بدون محاسبات ریاضی زمین را جابه جا کنم .»
تردیدهای گذشته، ترس‏های قدیمی، تلقین‏های اطرافیان، ترمزهای فکری، توقف‏ها و سکون‏های کهنه که اطراف ما را احاطه کرده‏اند، درهای موفقیت را به روی ما بسته‏اند . قفل‏های مذکور را نمی‏توان شکست . این قفل‏ها باید گشوده شوند; چون گاه شکستن قفل به ساختمان زیبای موفقیت آسیب می‏رساند . پس باید کلیدها را یافت و قفل‏ها را گشود .
کلیدهای موفقیت
1 . برنامه ریزی: برنامه‏ریزی برای موفقیت‏برج مراقبت پیشروی به سمت اهداف است .
2 . خودباوری: اساس ایمان خودباوری است . انسان خودباور به توان خویش ایمان دارد و ایمان انتظاری مطمئن است .
3 . حرکت: خروج از سکون و عدم توقف ضامن موفقیت است; اما حرکتی که حساب شده و طبق برنامه باشد .
4 . جرات: عدم هراس و این پا و آن پا کردن و حتی پذیرش شکست‏ها اساس موفقیت است .
5 . خودتشویقی: خود تشویقی به معنای خود شیفتگی نیست . انسان گاه نیاز دارد فهرست موفقیت‏های خود را تنظیم کند و حتی به بعضی تقدیر نامه‏ها و سپاسنامه‏ها چشم بیندازد تا باور کند دوباره می‏تواند موفقیتی جدید به وجود آورد .
انسان برای موفقیت‏باید بلند نظر باشد و از بلند پروازی معقول نهراسد . باید به جای غرق شدن در نهرهای کوچک به سمت دریاهای موفقیت‏حرکت کرد; از جویبار حقیری که به چاله‏ای می‏ریزد، هیچ کس مروارید صید نخواهد کرد . شاهین موفقیت در افق‏ها و بلندی‏ها است و مروارید توفیق در اقیانوس‏ها . باید بلند نظر و بلند پرواز و غواص بحرهای بی‏کران بود و باور داشت که دستان خداوند همواره به سمت انسان‏های جویای موفقیت گشوده است; به قول شاعر: ما از خدا گم شده‏ایم او به جست و جو است .
منابع
1 . جامع احادیث الشیعه .
2 . دری مخفی به روی موفقیت، فلورانس اسکاول شاین، ترجمه شهلا المعی .
3 . جادوی مدیریت، پرمودیترا و دیپاک ماهندرو، ترجمه مهدی قراچه داغی .
4 . تجسم خلاق، شاگتی گواین، ترجمه گیتی خوشدل .

جستاری درباره موفقیت


پدیدآورنده:امین ناصح،

،
موفقیت، از مادّه «وفق» و «وفاق» و به معنای سازگاری، انطباق و همراهی است. انسانی را موفق می‏گویند که توانسته باشد بین تلاش‏ها و اهدافش سازگاری و انطباق ایجاد کند و سعی و کوشش خود را قرین و همراه اهداف خویش قرار دهد. به عبارت دیگر، انسان به هدف رسیده را انسان موفّق می‏گویند. اهداف انسان، متنوع و از سطوح و مراتب متعددی برخوردار است. بنابراین، موفقیت یک تعریف ندارد؛ بلکه هر فرد، بسته به این که هدف او چه باشد، تعریف خاصی از آن به دست می‏آورد: هدفی شخصی برای خود در نظر گرفته باشد یا اجتماعی، هدف خلقت را بشناسد یا خیر، راه رسیدن به کمال انسانی را بداند یا نداند و... حتّی نسبت به یک فرد، در تمام مراحل عمر، موفقیت معنای ثابتی ندارد؛ بلکه بستگی دارد به این که فرد در چه مرحله‏ای از زندگی خود و به چه شکلی زندگی کند: کودک باشد یا بزرگ‏سال، زن باشد یا مرد، دارای رتبه اجتماعی بالایی باشد یا پایین، تحصیلکرده باشد یا بی‏سواد، شاغل باشد یا بی‏کار، مجرد باشد یا متأهّل، شهری باشد یا روستایی و...
موفقیت برای یک زن - از آن جهت که زن است -، در این است که بتواند مادر خوبی برای فرزندش باشد و به شکل شایسته‏ای آنها را تربیت کند، همسر خوبی باشد و بتواند کانون خانواده را گرم نگه دارد؛ ولی موفقیت برای یک مرد - از آن جهت که مرد است -، این است که بتواند خانواده را به خوبی اداره کند، پدری مهربان و شایسته برای فرزندان و شوهری باوقار و متین برای همسر خود باشد، شأن اجتماعی درخوری را برای خانواده فراهم کند و نیازهای معیشتی آنها را برآورده سازد.
ولی موفقیت برای هر دو دسته از آن جهت که انسان‏اند، این است که هدف خلقت و هستی و خالق هستی را بشناسند، جایگاه خود را در هستی بدانند و وظایف خود نسبت به خالق، طبیعت و سایرین را شناسایی کرده، به آنها عمل کنند.
موفقیت برای یک نوزاد، در این است که بتواند خوب تغذیه کند و مادر را از گرسنگی و نیاز خود به نظافت باخبر کند، محبت دیگران را به خود جلب کند و به آنها پاسخ گوید و دنیای اطراف خود را تجربه کند؛ ولی موفقیت، برای یک نوجوان، معنای متفاوتی دارد. او هنگامی موفق است که بتواند در درس‏های خود موفق باشد، روابط اجتماعی مناسبی با دیگران برقرار کند، دوست پیدا کند و به دوستی‏های خود، عمق و دوام و تعالی ببخشد و آمادگی‏های لازم برای ورود به مراحل بعدی زندگی را فراهم کند؛ همچنین تفکر، محبت کردن، سپاسگزار بودن، عشق و تنفّر، استقلال، خودباوری و اعتماد به نفس، تلاش سازنده، مفید بودن، از خودگذشتگی و بخشیدن، آداب هم‏نشینی و رفاقت، احترام به اصول انسانی و قوانین اجتماعی، وطن‏دوستی و هویت ملّی، تدیّن و هویت دینی، شرافت و هویت انسانی و... را بشناسد، یاد بگیرد، تمرین کند و خود را به آنها آراسته گرداند.
و به همین منوال، نسبت به جوان و بزرگ‏سال و افراد دیگر با مختصّات شخصی، اجتماعی و فرهنگی متفاوت، موفقیت، معنای خاص خود را دارد.
بنابراین، مفهوم موفقیت دارای مراتبی است که از کم‏ترین رتبه، یعنی موفقیت در احساس و تجربه دنیای بیرونی برای نوزاد، شروع می‏شود و با موفقیت در زمینه‏های علمی، شغلی و اجتماعی ادامه می‏یابد و به موفقیت کامل و جامع در زمینه‏های مادی و معنوی، جسمانی و روحانی و دنیوی و اخروی ختم می‏شود.
از زاویه‏ای دیگر، انسان دارای دو دسته اهداف است: اهداف مادی و دنیوی، اهداف غیر مادی و معنوی. رسیدن به اهدافی مثل پول و ثروت، شغل، مقام و قدرت اجتماعی یا سیاسی و... مستلزم موفقیت‏های مادی و دنیوی است و رسیدن به اهدافی چون صفات و فضایل اخلاقی، قدرت و نفوذ معنوی، بصیرت دینی، توانمندی روحی و معنوی، کمالات شخصیتی و... مستلزم موفقیت غیر مادی است. ناگفته پیداست که به لحاظ برتری و تقدّم غیر ماده بر ماده، آخرت بر دنیا و معنویت بر مادیت، اهداف دسته دوم و موفقیت در نیل به این اهداف نیز از رتبه و جایگاه بالاتری برخوردارند.
در روان‏شناسی جدید، به‏خصوص در روان‏شناسی سازمانی و مدیریت، بحث از موفقیت و کامیابی عمدتاً از موفقیت مادی و دنیوی سردرمی‏آورد. جُردن‏(1)
می‏گوید: در دنیای ما، کمال واقعی، درست زندگی کردن است... منظور از درست زندگی کردن این است که افراد بتوانند برای نیل به دستاوردهای ارزشمند از طریق درک رهبری اصول مدار، قابلیت عمل خود را بالا ببرند.(2)
اگرچه در کلمات آنان صحبت از کمال نیز می‏شود ولی مراد آنان عمدتاً معطوف به کمال، در حوزه امور مادی و زندگی دنیوی است.
در این زمینه، تورا(3)
می‏گوید: «این حقیقت که انسان قادر است با تلاش‏های آگاهانه، زندگی خود را ارتقا بخشد، حقیقتی دل‏گرم کننده و جرئت آفرین است».
ارتقای زندگی در این عبارت - همچنان که جردن به آن تصریح می‏کند - ، به این است که فرد بر محیط و طبیعت، مسلّط شود.(4)
بلانکارد(5)
نیز در این زمینه می‏گوید: «در اجتماع پر تنش، پرشتاب و پر رقابت امروزی... انسان‏های متمدن، برای تأمین زندگی آتی، خود را به هر آب و آتشی می‏زنند تا خروش بیشتری داشته باشند، پست‏های بالاتری را احراز کنند و خلاصه، پلّکان‏های موفقیت را یکی پس از دیگری، درنوردند».(6)
ملاحظه می‏شود که موفقیت، به دستیابی به فروش بیشتر، احراز رتبه‏های بالاتر و بهره‏مندی از مظاهر حیات مادی تفسیر می‏شود.
البته گاهی نیز صحبت از موفقیت همه جانبه می‏شود؛(7)
ولی این چیزی غیر از موفقیت جامع است. مواردی که در موفقیت همه جانبه مدّ نظرند عبارت‏اند از: پیشرفت اقتصادی، اجتماعی، شغلی و علمی، و پیشرفت در روابط با دیگران.
بعد از روشن شدن مفهوم موفقیت و تقسیمات مربوط به آن، عوامل و موانع موفقیت را به طور اختصار مورد بررسی قرار می‏دهیم.
عوامل موفقیت
در یک تقسیم‏بندی کلی، عوامل موفقیت را می‏توان به دو دسته تقسیم کرد: عوامل درونی و بیرونی.
در عوامل درونی، مهم‏ترین نقش را عوامل شخصیتی بر عهده دارند و در عوامل بیرونی، محیط (مثل خانواده، دوستان و فرهنگ عمومی جامعه، وضعیت اجتماعی - اقتصادی - سیاسی). به نظر نگارنده، نقش عوامل درونی و شخصیتی در رسیدن به موفقیت و کامیابی، بسیار با اهمیت و اساسی است و می‏توان ادعا کرد که در این زمینه، حرف اول با این دسته از عوامل است و عوامل بیرونی و محیطی، بیشتر نقش تسهیل کننده و زمینه‏سازی را به‏عهده دارند.
عوامل درونی (شخصیتی):
عده‏ای از نویسندگان تصریح می‏کنند که برای رسیدن به یک زندگی کامیاب، باید به بازسازی کامل شخصیت و افزایش توان روحی پرداخت و آن را بر پایه‏ای محکم و استوار بنا کرد. تنها با پرورش قدرت روانی افراد است که می‏توان کمال فردی آنها را آشکار ساخت. منظور از کمال فردی، رسیدن به احساس تعادل، آرامش و رضایت خاطر و داشتن ارتباطاتی مثبت با محیط و دیگران است.
کاوی، در کتاب خویش - که قبلاً بدان اشاره شد -، از «هفت منش شخصیتی» نام می‏برد که می‏تواند به «هفت گام به سوی کامیابی» و موفقیت تبدیل شود. این هفت عامل عبارت‏اند از:
1 - اثر گذار بودن:(8)
این اصطلاح از «فرانکل»(9)
به ما رسیده است و به این معنا است که «افراد انسانی، برای زندگی خود قبول مسئولیت کنند». واژه مسئولیت، مفهوم قدرتِ انتخاب پاسخ را در خود دارد. انسان‏های اثرگذار، انسان‏هایی مسئول‏اند. آنها شرایط و محیط را سرزنش نمی‏کنند و آنها را به تنهایی، مسبب رفتارهای خود نمی‏دانند. رفتار و اعمال آنها ناشی از انتخاب آزادانه و آگاهانه خود آنهاست. بر اساس ارزش‏ها، احساساتشان را شکل می‏دهند و با اراده، تقدیر خود را می‏سازند.
انسان، طبیعتاً اثرگذار است و برده و اسیر دست بسته محیط نیست. اگر احساس تابعیت از محیط در کسی هست، مربوط به قصور و ناتوانی خود اوست که چنین خواسته و اجازه داده تا محیط بر او سلطه و غلبه داشته باشد. چنین فردی، حالتی انفعالی و واکنشی به خود می‏گیرد و محیط، بر او اثر می‏گذارد نه او بر محیط.
امّا انسان‏های اثرگذار، اعمال و رفتارشان بر اساس اراده و ارزش‏های خودشان است. البته این بدان معنا نیست که آنان با محیطشان رابطه ندارند و محیط بر آنها اثر نمی‏گذارد؛ بلکه در رابطه متقابل انسان اثرگذار با محیط،
هم اوست که دست بالا را دارد و به محیط شکل می‏بخشد. بر این اساس، این سخن حکیمانه مشهور شده است که: «هیچ‏کس نمی‏تواند شما را آزرده سازد، مگر آن که شما خود چنین اجازه‏ای را به او داده باشید». بنابراین، باید ابتکار عمل را به دست گرفت. ابتکار عمل داشتن به مفهوم زور گفتن، آمرانه عمل کردن و پرخاشگر بودن نیست؛ بلکه به معنای شناختن مسئولیت و در جهت آن گام برداشتن و عمل کردن به آن است.
2 - توجه به عاقبت کار، قبل از شروع آن. عاقبت‏اندیشی و تدبیر، موجب می‏شود که ما با سیستم هدایت درونی خود، تماس برقرار کنیم. اگر ما تصویری ذهنی از آخر زندگی و عاقبت کارهایمان داشته باشیم، می‏توانیم با بررسی هر بخش از زندگی و رفتارهای خود در امروز، فردا، هفته آینده و... مشخص کنیم که چه چیز برای ما بیشترین اهمیت را دارد. با در نظر داشتن عاقبت کار در ذهن خود، می‏توانیم بفهمیم که هر روز از زندگی ما چه کمکی می‏تواند به تصویر ذهن ما از آینده بکند.
عاقبت اندیشی به ما کمک می‏کند که درک صحیحی از مسیری که باید طی شود، پیدا کنیم. از این طریق، بهتر می‏توانیم درک کنیم که هم اکنون در چه شرایطی هستیم و آیا مسیری را که انتخاب کرده‏ایم صحیح است یا خیر.
3 - کارهای مهم را اوّل انجام دادن (اولویت سنجی).
4 - داشتن تفّکر «برنده - برنده». فرمول برنده - برنده، یک فلسفه کلی در روابط و تعامل بین انسان‏هاست. برنده - برنده به این معناست که بر اساس آن توافق‏ها یا راه‏حل‏ها برای هر دو جانب، سودمند و راضی کننده است و همه طرف‏ها، احساس خوشایندی در مورد تصمیم گرفته شده و توافق به عمل آمده، دارند و خود را نسبت به اجرای طرح و برنامه عملی حاصل از توافق متعهد می‏دانند. این چارچوب، زندگی را نه یک صحنه رقابت، بلکه صحنه همکاری می‏دانند. بر اساس این تعریف، برای همه به اندازه کافی امکانات هست و موفقیت هر فرد، به قیمت از دست رفتن موفقیت دیگران به دست نمی‏آید؛ بلکه می‏توان طوری عمل کرد که همه موفق باشند، گو این که موفقیت برای هر کس معنای خاص خودش را دارد.
5 - اوّل درک کردن، سپس درک شدن. این امر، مقدمه همدلی است.
6 - هم افزایی، یعنی به اشتراک گذاردن توانایی‏ها و خلق محصولی جدید که جز از راه مشارکت حاصل نمی‏شود.
7 - تجدید متوازن قوا. ایجاد توازن بین چهار بُعد جسمی، روحی، ذهنی و اجتماعی - احساسی، در بُعد جسمی، با ورزش، تغذیه مناسب و کنترل تنش‏ها؛ در بعد روحی، با وضوح بخشیدن به ارزش‏ها و انتظارات و تأملات روحانی؛ در بعد ذهنی، با خواندن، تجسّم و تخیّل، برنامه‏ریزی و نوشتن؛ و در بعد اجتماعی - احساسی، با خدمتگزاری، همدلی، امنیت درونی و هم‏افزایی.
و در نهایت با ایجاد توازن بین این چهار بعد، می‏توان آخرین گام به سوی کامیابی و موفقیت را برداشت.
در منابع اسلامی، از یک سو بر قدرت و توانایی‏های بسیار انسان و برتری او نسبت به سایر موجودات تأکید می‏شود و از سوی دیگر، اهدافی که باید انسان به سوی آنها جهت‏گیری کند، به او معرفی می‏شود.
انسان، گل سر سبد خلقت، که تاجی از کرامت‏(10)
بر سردارد، معرفی می‏شود. موجودی که شایستگی آن را دارد که مسجود(11)
ملائکه قرار گیرد و راه کمال را تا بی‏نهایت بپیماید.
برای انسان در این منابع، هدفی غایی و متعالی‏ای ترسیم شده است که همانا رسیدن به بالاترین درجات کمال است.(12)
انسان موجودی است که از خداست و به سوی او باز می‏گردد(13)
و خداوند، ذاتی است که همه صفات کمال را به شکل مطلق، در خود جمع دارد. حقیقت هستی است و یگانه مطلقی که محدود به ماده، زمان و مکان نیست و از هر عیب و نقصی پیراسته و منزه است. بی‏نیاز مطلقی که همه به او نیازمندند(14)
و اگر یک لحظه عنایت او نباشد کائنات درهم می‏ریزند. حرکت کمالی انسان به سوی کمال مطلق حرکتی دائمی و پایان‏ناپذیر است. انسان برای این خلق شده که از طریق عبادت و بندگی، راه کمال را بپیماید و به سرچشمه‏های خیر و نیکویی، جمال و زیبایی، فضایل و مکارم، محبت و عشق، ایمان و یقین، قدرت و آفرینش و... متّصل شود و با سیراب شدن از این سرچشمه‏ها کامل‏تر شود.
در این منابع، خداوند به عنوان سرچشمه موفقیت و غایت آن معرفی می‏شود. از آن‏جا که دین، اولاً و بالذّات دغدغه هدایت و حیات معنوی و اخروی بشر را دارد و اساساً برای این است که راه صحیح زندگی را به انسان بیاموزد و برای زندگی او برنامه‏ای ارائه دهد که با عمل به آن بتواند سعادت جامع (مادی و معنوی، دنیوی و اخروی) را به دست آورد. بنابراین از فلاح و فوز سخن می‏گوید.
راغب اصفهانی، فلاح را این‏گونه معنا می‏کند: «پیروزی و رسیدن به مطلوب».(15)
او درباره فوز می‏گوید که فوز، رسیدن به خوبی همراه با سلامت است. می‏بینید که هر دو واژه، در مورد امور دنیوی و اخروی کاربرد دارند.
از نظر قرآن، موفّق کسی است که ایمان دارد و پای ایمان خویش با جان و مال ایستاده است.(16)
کسی که جزای مناسب صبر و پایداری خویش در راه هدف را می‏گیرد.(17)
کسانی که از خداوند و فرستاده او اطاعت می‏کنند و از خدا عاشقانه می‏ترسند و پروا دارند.(18)
کسانی که طوری زندگی کرده‏اند که لیاقت ورود به بهشت خدا را دارند.(19)
کسانی که در ترازوی اعمال آنها کفه خیر و خوبی و صلاحشان سنگین‏تر است.(20)
کسانی که خدا، رضایت او و اوامر و خواست‏های او را هدف قرار داده‏اند.(21)
کسانی که از خسّت نفس خویش مصون مانده‏اند.(22)
کسانی که دنباله هدایت پروردگار خویش را گرفته‏اند(23)
و به حزب خدا پیوسته‏اند.(24)
از نظر قرآن، موفقیت واقعی در این است که انسان در زندگی، جایگاه و وظیفه خود را بشناسد و از برنامه زندگی‏ای که خدا برای او تنظیم کرده است(دین)، پیروی کند و در نهایت، به رضوان الهی برسد.(25)
موفقیت واقعی در این است که انسان طوری رفتار کند که خدا از او و او از خدا راضی باشد؛(26)
در این است که به معامله‏ای که با خدا انجام داده شادمان باشد(27)
؛ در این است که در پرتو دوستی با خدا، از بیم و اندوه رهایی پیدا کند و در سایه ایمان و تقوا در زندگی دنیوی و اخروی خویش مژده گیرد.(28)
موفقیت بزرگ این است که از عذاب خداوند ایمنی حاصل کند.(29)
در روایات نیز همین معانی مورد تأکید قرار می‏گیرند. نکته مهم این است که در بینش اسلامی، منشأ تمامی خوبی‏ها خداوند متعال است و موفقیت نیز در دست اوست.(30)
باید از او خواست‏(31)
که به تلاش‏ها و فعالیت‏های ما برکت دهد و آنها را قرین موفقیت سازد.
البته این هرگز به معنا بی‏ثمربودن تلاش‏های ما نیست و هر کس گمان کند که بدون تلاش مناسب، خواهد توانست به موفقیت دست یابد، به تعبیر روایات، خود را مسخره کرده است.(32)
موانع موفقیت:
موانع موفقیت نیز به دو دسته کلی درونی و بیرونی تقسیم می‏شوند که در این‏جا نیز نقش عوامل درونی بااهمیت‏تر و بیشتر از عوامل بیرونی است.
موانع درونی
موانع درونی موفقیت را می‏توان به دو دسته موانع شناختی و موانع عاطفی تقسیم کرد.
الف. موانع شناختی: این دسته از موانع، به نگرش و بینش افراد در مورد خود و توانایی‏های خود و به اهداف و مسیری که باید طی کند مربوط می‏شود. هر کس از خودش و توانایی‏ها و ضعف‏ها، گرایش‏ها و بی‏میلی‏ها، قضاوت دیگران درباره خود و... تعریف و تصوّری دارد که در اصطلاح به آن «خودپنداره»(33)
می‏گویند.
خودپنداری مفهومی است که فرد از خودش دارد و نگرش‏ها، عواطف و رفتارهای خود را بر اساس آن تنظیم و تعریف می‏کند.
این که خودپنداره شخص چه باشد، تأثیر غیرقابل انکاری در عواطف و رفتارهای او دارد. اگر خود را انسانی هدفدار، مصمّم، خودباور، توانا، صادق و صریح بداند، طوری رفتار خواهد کرد و اگر خود را معلّق، بی‏هدف، مردّد، ناتوان و ضعیف، متزلزل و وابسته بداند، طوری دیگر.
آدم‏های موفّق، خود پنداره مثبتی دارند و ضمن این که ضعف‏های خود را می‏شناسند، به توانایی‏های خویش نیز باور دارند و در راه رسیدن به اهدافی که برای خود در نظر گرفته‏اند، مصمّم و با اراده تلاش می‏کنند و هرگز ضعف و سستی یا تردید و دو دلی به خود راه نمی‏دهند.
ب. موانع عاطفی: در بعد عاطفی نیز وضع به همین منوال است. اساساً عواطف ما تابعی تخلّف‏ناپذیر از شناخت‏ها، نگرش‏ها و بینش‏های ما هستند. با هر شناختی عاطفه‏ای همراه است و عواطف و هیجانات ما مستقل از شناخت‏ها و نگرش‏های ما نیستند. اگر ما درباره خود مثبت بیندیشیم، قطعاً نسبت به خود، عواطف مثبتی نیز خواهیم داشت و بر عکس، اگر درباره خود، منفی فکر کنیم و شناخت‏های منفی داشته باشیم، عواطف ما نیز چنین خواهند بود.
موانع بیرونی
در این‏جا به یکی از مهم‏ترین موانع دستیابی به موفقیت، یعنی موانع رفتاری اشاره‏ای خواهیم داشت.
موانع رفتاری: مانع رفتاری یعنی ناتوانی از انجام رفتار موفقیت‏آمیز، که گاه به دلیل فقدان الگوی رفتاری مناسب و گاه به دلیل نا آموختگی نسبت به رفتار مناسب، پیش می‏آیند.
طبق نظریه «یادگیری اجتماعی»، بخش اعظم یادگیری‏های ما از طریق الگو قراردادن رفتارهای دیگران حاصل می‏شود. در صورت فقدان الگوهای رفتاری که بتوانند سرمشق ما قرار گیرند، ما از انجام دادن رفتار مناسب در موقعیت‏های خاص، ناتوان می‏شویم.
همچنین اگر ما نسبت به انجام دادن رفتارهای خاصی تمرین نداشته باشیم و آمادگی‏های لازم برای آن دسته از رفتارها را قبلاً کسب نکرده باشیم، نمی‏توانیم مطمئن باشیم که در موارد لزوم، رفتار خاصی را که اثری شگرف در موفقیت ما دارد، از خود بروز دهیم.
پس می‏توان با پیدا کردن الگوی مناسبی که خود، مسیر موفقیت را به سلامت طی کرده و به مراتب بالایی از موفقیت دست یافته است و نیز با تمرین رفتارهای موفقیت‏آمیز، بر این نوع از موانع فایق آمد.
موفقیت دارای آثار و علایمی است. شناسایی این علایم و آثار، حداقل دو فایده دارد: اوّل این که ما را از افتادن در دام سراب و پندارهای خام حفظ می‏کند؛ دوم این که در صورت عدم مشاهده این آثار، پی‏می‏بریم که یک جا اشتباه کرده‏ایم. یا اهداف را درست انتخاب نکرده‏ایم، یا مسیر را درست نپیموده‏ایم و یا در این مورد که آیا به اهداف رسیده‏ایم یا نه، دچار اشتباه شده‏ایم.
از مهم‏ترین علایم و آثار موفقیت می‏توان به احساس ایمن و آرامش و احساس سرور و شادی اشاره کرد.
انسان به مقصد رسیده و یا حتی انسانی که به سوی مقصد در حرکت است، ولی هنوز به مقصد نهایی نرسیده است، به دلیل این که تلاش‏هایش به بار نشسته و یا در آستانه به بار نشستن است، از اضطرابِ «چه خواهد شد؟!» رهایی می‏یابد و به ساحل امنیت و آرامش می‏رسد؛ چرا که ابهامی درباره اهداف، وظایف، تلاش‏ها و سرانجام آنها باقی نمی‏ماند تا زمینه‏ای برای بروز دلشوره و اضطراب وجود داشته باشد. همچنین کسی که قلّه‏هایی از ارتقای مادی و معنوی را فتح کرده، ولی هنوز احساس شادمانی، شادکامی و سرور نمی‏کند، نمی‏تواند موفق تلقی شود. پس با ملاحظه کسانی که در برخورداری مادی و بهره‏مندی از ثروت، مقام، شهرت و قدرت، احساس شادی نمی‏کنند و اندوهگین و افسرده‏اند، باید به این فرض بیندیشیم که هنوز به موفقیت دست نیافته‏اند و تلاش‏هایشان آنان را به اهدافشان نرسانده است. در این مورد هم ممکن است اشکال از این باشد که یا اهدافشان را درست شناسایی نکرده‏اند و یا مسیر و جهت حرکت را درست نپیموده‏اند و یا دچار پندار و سراب شده‏اند و آن را واقعیت و آب شمرده‏اند.
........................................................................................................................................
1 - s Jordan
2 - به نقل از: هفت گام به سوی کامیابی، استفان آر.کاوی، ترجمه: اشرفی، الوانی و پیروزبخت، تهران: نشر نی، 1376.
3 - H.D Thoreau
4 - ر.ک به: هفت گام به سوی کامیابی، استفان آر. کاوی.
5 - K Blenchard
6 - سیری در کمال فردی، کِنِت بلانکارد، ترجمه: محمدرضا آل یاسین، تهران: نشر مترجم، 1374.
7 - همان جا.
8 - Proactive
9 - Frankle
10 - A Robbins
11 - سوره إسراء، آیه 70.
12 - سوره طه، آیه 116.
13 - سوره الذاریات، آیه 56.
14 - سوره بقره، آیه 156.
15 - سوره فاطر، آیه 15.
16 - المفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی، ص 644.
17 - سوره توبه، آیه 20.
18 - سوره مؤمنون، آیه 111.
19 - سوره نور، آیه 52.
20 - سوره حشر، آیه 20.
21 - سوره مؤمنون، آیه 102.
22 - سوره روم، آیه 38.
23 - سوره حشر، آیه 9.
24 - سوره لقمان، آیه 5.
25 - سوره مجادله، آیه 22.
26 - سوره نساء، آیه 13.
27 - سوره مائده، آیه 119.
28 - سوره توبه، آیه 111.
29 - سوره یونس، آیه 62 - 64.
30 - سوره صافات، آیه 60.
31 - سوره غافر، آیه 10.
32 - الدُّعاءُ مَفاتیحُ النَّجاحِ و مَقالیدُ الفَلاحِ (بحارالأنوار، ج 93، ص‏341).
33 - امام رضا (ع): و مَن سَألَ اللّهَ التَّوفِیقَ و لَم یَجتَهِدْ فَقدِ اسْتهزَءَ بِنَفسِهِ (همان، ج 78، ص 356).
34 - Self concept