پدیدآورنده:حسن صادقی ،
،
به مناسبت سیزدهم آبان، سالروز تبعید امام به ترکیه 1343
یکی از الطاف الهی این است که همواره با پذیرفتن آن، فلاح و رستگاری و سعادت نصیب انسان میگردد.
انبیا و اوصیا که حیات واقعی خود را در سایه سلوک، تحصیل کردهاند، کوشیدهاند با معرفی صراط مستقیم، بندگان را از جهالت و ضلالت نجات دهند و آنها را به سعادت ابدی راهنمایی کنند. و این مسؤولیت سنگین و طاقت فرسا، در عصر غیبت، بر عهده علما و فقهای ربانی است.
در بین نواب عامه در دوران غیبت، یکی از چهرههای برجسته که تاریخ بشریت، کمتر شخصیتی مثل ایشان را دیده، حضرت امام خمینی (ره) است. برای تبیین شخصیت حضرت امام خمینی (ره)، بهترین بیان، بیان حضرت موسی بن جعفر (علیهالسلام) است. ایشان میفرمایند: «رجل من اهل قم یدعوا الناس الی الحق یجتمع معه قوم کَزُبُرِ الحدید لا تزلهم الریاح العواصف و لا یملون من الحرب و لا یجنبون و علی الله یتوکلون و العاقبة للمتقین».1
این مقاله بر آن است تا عوامل درونی رموز موفقیت حضرت امام و دستیابی به این جایگاه ویژه را بررسی نماید.
1ـ نظم
تأثیر نظم در زندگی انسان غیر قابل انکار است. افراد بدون وجود نظم در زندگی، ره به جایی نمیبرند. موفقیت بزرگان دین من جمله حضرت امام (ره) مرهون نظم آنهاست.
امام کاظم (علیهالسلام) اوقات یک مسلمان را چنین تقسیم میکند: «اجتهدوا فی أن یکون زمانکم اربع ساعات: ساعة لمناجات الله و ساعة لأمر المعاش و ساعة لمعاشرة الأخوان و الثقات الذین یعرفونکم عیوبکم و یخلصون لکم فی الباطن و ساعة تخلون فیهما للذاتکم فی غیر محرم و بعده الساعة تقدرون علی الثلاث ساعات»2
فوائد تنظیم وقت عبارتند از: 1ـ انجام کارها با سرعت و دقت بیشتر؛ 2ـ انسجام افکار؛ 3ـ پیدا شدن فرصتهای تازه؛ 4ـ عدم تأخیر در کارها؛ 5ـ آرامش اعصاب و روان؛ 6ـ ارتباط بهتر با خدا؛ 7ـ تلف نشدن بیهوده وقت. 3
حضرت امام (ره) از جمله مردان بزرگی بودند که با رعایت نظم به مقامات بلندی رسیدند و دیگران را نیز قولاً و فعلاً بدان توصیه نمودند. حضرت امام (ره) میفرمایند: «وقتی اوقات و کارهای شما برکت پیدا میکند که آنها را تنظیم کنید.»4
«نظم ایشان زبانزد بود. در تمام حوزه علمیه قم، درسی منظمتر از درس ایشان نبود. ایشان در مدت چهار سال و نیم، یک دوره درس اصول تدریس کردند، به غیر از عیدها و مراسم سوگواری و یا جمعهها که معمولاً تعطیل است، ایشان در چهار سال و نیم، دو روز درس را تعطیل کردند که ظاهراً یک روز را کسالت داشتند. ما اصلاً در تمام حوزه علمیه قم، درسی که این طور منظم و مرتب باشد، سراغ نداریم. حتی گاهی بعضی از دوستان میگفتند: «ما ساعتهایمان را با درس ایشان منظم میکنیم». یعنی ساعتی که بنا بود ایشان بیایند، سر دقیقه تشریف میآوردند. دوستانی که به ایشان نزدیک بودند و در نجف در محضر حضرت امام بودند، میگفتند: «حدود سیزده سالی که ایشان در نجف بودند، به استثنای شبهایی که به کربلا میرفتند و چند شبی که مریض شدند و نتوانستند به حرم مشرف شوند، مرتب و منظم هر شب سر ساعت به حرم مشرف میشدند. کارهای ایشان اصولاً بسیار بسیار منظم و مرتب بود.»5
2ـ اخلاص
امام صادق (علیهالسلام) اخلاص را چنین تعریف میکنند: «العمل الخالص الذی لا ترید اَن یحمدک به احد الا الله عزوجل»6
چون اخلاص صفت باطنی است و تشخیص آن کار آسانی نیست، علایمش را چنین بیان کردهاند: «اما علامة المخلص یسلم قلبه و تسلم جوارحه و بذل خیر و کف شره»7
امام راحل (ره) در تمام مراحل زندگی، در تحصیل، تدریس، تألیف و رهبری نهضت این سرّ الهی را داشته است، و بدین جهت بود که نام او ماندگار مانده است. چون به زندگیاش، رنگ خدایی زد و خدا باقی است.
«یادم است که روزی در نجف نامهای خدمت امام نوشتم، به این مضمون: «خواهش میکنم مرا نصیحت کنید و لو این که یک نصیحت کلی باشد». ایشان در جواب فرمودند: بهترین موعظه آن است که خدا در قرآن فرموده است. قال الله تعالی: «قُل إنّما أعِظُکُم بِواحِدةٍ أن تَقوموا لِلّه».8 یعنی بهترین موعظه، همان که خدا فرموده که شما را موعظه میکنم به یک چیز و آن این است که قیام کنید برای خدا.»9
3ـ تعهد به احکام شرعی
اعمال چه خوب و چه بد دارای نتایجی هستند و احکام شرعی، اعمال خوب و بد را مشخص میکند. بنابراین شخص متعهد به احکام شرعی، اعمال خوب را انجام داده و اعمال بد را ترک کرده و در نتیجه، به نتایج دنیوی و اخروی آنها میرسد. یکی از نتایج تعهد، وعده هدایت است. چنان که خداوند متعال میفرماید: «وَ الَّذینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنا».10 مصداق «فینا» انجام واجبات و مستحبات و ترک محرمات و مکروهات است.
از آنجایی که علم موجودی نورانی است، «العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء»،11 در دل پاک و نورانی، جای میگیرد و انجام واجبات و مستحبات دل را نورانی میکند و زمینه را برای قرار گرفتن علم، فراهم میسازد. در نتیجه، علم در آن دل قرار میگیرد. و در مقابل، انجام محرمات و مکروهات، دل را تاریک و ظلمانی میکند و علم در آن دل نمیتواند قرار بگیرد؛ زیرا سنخیتی بین علم و آن دل نیست.
بنابراین برای دریافت نور باید قلب را با اعمال صالح و صفات حسنه مستعد پذیرش نور کرد.
الف: ترک گناه و تهذیب نفس
بسیاری از دوستان جوانی حضرت امام بر این باورند که ایشان حتی، در آن زمان نیز دچار لغزشی نشدند. برای نمونه، در جلسههای خودمانی که تشکیل میشده است، برای شوخی و خنده، مطالبی هم نقل میشده است؛ چنانچه جملهای به منظور غیبت گفته میشد، امام خود ناراحت میشدند و تذکر میدادند که غیبت امر حرامی است و جایز نیست. جوانها و به خصوص طلبهها باید به این صفت و ویژگی امام بسیار توجه کنند. در واقع، کسی که در دوران جوانی این قدر به حلال و حرام آداب اسلامی مقید باشد، مشخص است که فردی است که اسلام بر قلب و روح ایشان حاکم شده است. همسر محترم حضرت امام که خود زنی فاضل، متدین و اصیل هستند، جایی نقل کردند: «من شصت و دو سال با امام بزرگوار زندگی کردم، در این مدت یک غیبت از این مرد نشنیدم.»12
ب: انجام مستحبات و ترک مکروهات
یکی از شاگردان حضرت امام نقل میکند: «بیش از 12 سال است که افتخار شرکت در دروس عالیه ایشان را داشتهام و در این مدت یک عمل مکروه از ایشان ندیدم. بلکه اگر مراء و جدالی، و یا غیبت و دروغی پیش میآمد، حالت نگرانی به خوبی در چهره ایشان نمایان میشد.»13
یکی از دوستان ایشان میگوید: «بنده از سال 1309 ه . ش، با حضرت امام آشنا شدم. در این مدت با تمام وجود، این احساس را داشتم و درک کردم که میتوان در پیروی از زندگی و رفتار رسولالله، از زندگی این مرد الهی نمونه گرفت و سود جست.»14
ج ـ نماز اول وقت
یکی از فرماندهان نیروی زمینی نقل میکند: «در یکی از جلسهها، که حضرت آیت الله خامنهای به عنوان رئیس جمهور وقت، آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس مجلس، فرماندهان سپاه و دیگر نیروها و من به عنوان فرمانده نیروی زمینی نیز حضور داشتیم، نمیدانم نوبت گزارش کدام یک از ما بود که امام ناگهان از اتاق خارج شدند. برخورد حضرت امام (ره) برای ما بسیار تکان دهنده بود. خود گزارشدهنده نتوانست جمله ناتمام خود را تمام کند؛ چرا که مات و مبهوت مانده بود که چه بگوید و برای چه کسی بگوید. اولین کسی که لب به سخن گشود و حرف زد، آقای هاشمی رفسنجانی بود. او گفت: «آقا کسالتی ایجاد شده است؟» حضرت امام با تندی برگشتند و با قاطعیت جواب دادند: خیر، وقت نماز است. من ناخودآگاه به ساعتم نگاه کردم. افق تهران را از پیش میدانستم و میتوانم بگویم که ساعت و وقت بلند شدن امام برای نماز با افق تهران دقیقهای تفاوت نداشت.»15
«همیشه وقتی که چند نفر از برادرها برای حفاظت میایستادند، امام میفرمودند: «احتیاجی نیست، در ساعت نماز باید نماز خواند».16
دـ نماز شب
حضرت آیت الله آقا میرزا جواد ملکی تبریزی از استادشان مرحوم ملا حسینقلی همدانی نقل میکنند: «از طالبان آخرت، احدی به مقامی از مقامات دینی نرسید، مگر آن که اهل تعبد و شب زنده داری بود.»17
«پنجاه سال نماز شب امام ترک نشد. امام در بیماری، در صحت، در زندان، در خلاصی، در تبعید، حتی بر روی تخت بیمارستان قلب هم نماز شب میخواندند. امام در قم بیمار شدند، و به دستور اطبا باید به تهران منتقل میشدند. هوا بسیار سرد بود و برف میبارید. یخبندان عجیبی در جادهها وجود داشت. امام چندین ساعت در آمبولانس بودند و پس از انتقال به بیمارستان قلب باز نماز شب خواندند.»18
«امام شبی که از پاریش به سوی تهران میآمدند، تمام افراد در هواپیما خوابیده بودند و تنها امام در طبقه بالای هواپیما نماز شب میخواندند.»19
«ایشان هفتاد سال نماز شب را به صورت متواتر خواندهاند.»20
ه ـ توسل و محبت به اهل بیت(علیهمالسلام)
«ایشان در تمام مدت اقامتشان در نجف اشرف، همه شب به حرم مطهر مشرف میشدند.»21
«بعد از شهادت حاج مصطفی به نجف مشرف شده بودم. در نظر داشتم در پایان روضه، مصیبت امام حسین را هم تسلیت عرض کنم. روضه را شروع کردم و بعد تسلیت گفتم. همه حاضران شروع به گریه کردند. من خودم هم گریه کردم. به هر نحوی که میدانستم، سعی کردم که امام را وادار به گریه کنم، ولی امام گریه نکردند. تا به اسم امام حسین(علیهالسلام) رسیدم، امام گریه کردند و آنچنان شدید گریه میکردند که شانههایشان بالا و پایین میرفت».22
و ـ اهتمام و مداومت بر قرائت قرآن
امام هر روز دست کم 50 آیه و در بعضی از ایام 10 جزء قرآن تلاوت میکرد.23
«در فاصلهای که بعد از نماز ظهر و عصر برای ناهار میآمدند اگر در این مدت کوتاه چند دقیقهای فرصت میشد، قرآن بر میداشتند و میخواندند و گاهی این اوقات کمتر از 2 دقیقه بود.»24
ز ـ احترام به علمای دینی
از وحید بهبهانی پرسیدند: چگونه به این مقام رسیدی؟ ایشان جواب دادند: «اگر به این رسیدهام، مرهون احترامی است که به فقها و علمای اسلام میگذارم». و این خصلت بزرگ، همیشه در امام جلوهای خاص داشت. نه فقط به امثال شیخ طوسی ما، صاحب جواهرها، شیخ انصاریها و... احترام خاص میگذاشتند و با تجلیل از آنان یاد میکردند، بلکه درباره امثال آیت الله العظمی بروجردی بارها میفرمودند: «در سر حد کرامت است که یک پیر مرد، به این خوبی حوزه علمیه را، بلکه عالم تشیع را اداره میکند». و درباره مؤسس حوزه علمیه قم میفرمودند: «درباره بزرگی او همین بس که توانست در آن زمان سخت که رضا شاه تصمیم داشت حوزه و روحانیت را نابود کند، حوزهها بلکه روحانیت را حفظ کند. و این امانت را به ما داد تا ما به دیگران رد کنیم».25
ادامه دارد...
پینوشتها:
1ـ عصر ظهور، ص 236 به نقل از بحارالانوار، ج 60، ص 216.
2ـ تحف العقول، ص 433.
3ـ ره توشه راهیان نور، ج 26، ص 170
4ـ پا به پای آفتاب، ج 4، ص 99.
5ـ همان، ص 49.
6ـ میزان الحکمه، ج 3، ص 64.
7ـ همان.
8ـ سبأ/ 46.
9ـ پا به پای آفتاب، ج 4، ص 222.
10ـ عنکبوت، 69.
11ـ مصباح الشریعه، ص 16.
12ـ پا به پای آفتاب، ج 4، ص 72.
13ـ همان، ص 159.
14ـ همان، ص 12.
15ـ ره توشه راهیان نور، ج 26، ص 472.
16ـ سرگذشتهای ویژه، ج 4، ص 47.
17ـ اسرار الصلوة، ص 463.
18ـ سرگذشتهای ویژه، ج 2، ص 51.
19ـ همان.
20ـ پا به پای آفتاب، ج 4، ص 72.
21ـ سرگذشتهای ویژه، ج 5، ص 45.
22ـ پا به پای آفتاب، ج 4، ص 124.
23ـ ره توشه راهیان نور، ج 26، ص 472.
24ـ سرگذشتهای ویژه، ج 4، ص 46.
25ـ پا به پای آفتاب، ج 4، ص 160.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر