پدیدآورنده:فرزانه محسنی فرد،
،
یکی از مقولاتی که امروزه در میان مباحث روانشناسی و علوم تربیتی، کمتر به آن پرداخته شده، موفقیت و طرق نیل به آن است. از آنجا که در طول حیات بشر، هیچ چیز به طور تصادفی و خود به خود ایجاد نمیشود، موفقیت هرگز امری تصادفی و به اصطلاح عامه شانسی نبوده و نخواهد بود. مطالعه زندگی و سرگذشت انسانهای موفق و افراد بزرگ، شاهدی بر این مدعاست.
ابن سیناها، حافظها، ابوریحانها، امام خمینیها، سعدیها، پاستورها و انیشتینها، هرگز به گونهای تصادفی جاودانه نشدهاند، بلکه اینها در پی مجاهدت و کوشش و خدمت به بشریت جاودانه شدهاند. چنان که در فرهنگ اسلامی ما نیز مطالعه و دقت در سیره امامان معصوم سلام الله علیهم اجمعین و بزرگان دین، به منظور درس گرفتن از زندگی آنان توصیه شده است. هدف آن است که بدانیم چرا امام حسین (علیه السلام) امام حسین است؟ امام حسین چه کرد که اسلام زنده ماند یا وجود مبارک حضرت رسول اکرم (صلوات الله علیه) چگونه با مصائب و مشکلات و مردم تربیت شده عهد جاهلی مواجه شدند تا به هدف مقدسشان برسند. با این رویکرد این بحث برای جوانان، به خصوص دانشجویان دانشگاه و طلاب حوزههای علمیه، حائز اهمیت است در این نوشته قصد داریم هر چند فشرده و خلاصه، اصول موفقیت را بر شماریم:
موفقیت و اصل خودشناسی
همه افراد موفق، به درجهای از خودشناسی رسیدهاند. در واقع همه چیز از خود شروع میشود. اینکه خود را چقدر میشناسم، خود را چقدر باور دارم، خود را چقدر پذیرفتهام و چقدر به خود سنجی و خودارزیابی پرداختهام و همه آنچه از اصل خودشناسی منظور نظر است، به زیباترین وجه در این حدیث معصوم آمده است که «من عرف نفسه فقد عرف ربه» 1 که شناخت خود لازمه شناخت خداست.
اعتماد به نفس، عزت نفس و احساس خود ارزشمندی و مفاهیمی از این دست، به خود بر میگردد. بدیهی است انسانی که خود را یافته است، در قیاس با انسانی که خود را فراموش کرده است، تفاوتهای بسیاری با یک دیگر دارند، بنابراین توجه انسان به ظرفیتهای وجودیاش، در کشف استعدادهای به ودیعه نهاده شده در او بسیار مهم است؛ برای مثال تکنولوژی رایانهای با تمام پیچیدگیهایش، محصول مغز انسان است. این بیانگر آن است که ظرفیت وجودی مغز انسان چندین برابر رایانه است. در چندین آیه قرآن کریم، از زبان حضرت رسول اکرم (صلوات الله علیه) آمده است: «انا بشر مثلکم» 2. ظرفیت یک انسان تا بدآنجاست که پیغمبر خدا بشود و حتی از ملائکه فراتر رود (آنجا که در شب معراج، در سدرة المنتهی، جبرئیل امین باز ماند و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) رفت). اگر چه چنین قیاسهایی قیاس مع الفارق است؛ اما اگر بر ما وحی نازل نمیشود، در مرتبه نازلتر میتوانیم از امدادهای غیبی و کرامات خداوندی بهره جوییم.
نکته مهم در اصل خودشناسی آن است که انسان که خود را شناخته و با خود صادق است، خود را پذیرفته و خویشتن، خویش را قبول دارد و خود را فریب نمیدهد. خودشناسی در یک تعریف کلی، « داشتن یک تصویر واقعی و درست از تواناییها، محدودیتها و استعدادها» است. کسی که خود را شناخته میداند چه تواناییهایی دارد؛ برای مثال من میتوانم رانندگی کنم، این در فعل و عمل ظاهر میشود و یک زمان میگویم من استعداد یادگیری زبان ژاپنی را دارم؛ یعنی در حال حاضر بلد نیستم، ولی توانایی فرا گرفتن آن را دارم.
اصل خودشناسی، علاوه بر این که یکی از اصول مهم نیل به موفقیت است، به نوعی نیز با بهداشت روانی ارتباط دارد. جوانی که خود را نشناخته و توانایی خود را شناسایی نکرده و به دنبال یک دسته از هدفهای غیر قابل وصول میرود و چون توانایی رسیدن به آن هدفها را ندارد، دائماً در اضطراب است و دائماً با خود در جدال است؛ در نتیجه بهداشت روانی چنین شخصی دچار اختلاف میشود و به شکل بیاشتهایی و اختلال در خواب و در مراحل بعد، وسواس، تیک و اختلال در رفتار، خود را نشان میدهد.
خودشناسی میتواند مقدمهای برای بهداشت روان نیز باشد، چرا که خودشناسی، به انسان رضایت درونی میدهد که از عوامل بهداشت روان است. در اصطلاح هم گفته میشود که «فلان شخص با خود درگیر است یا با خودش مشکل دارد». چه کسی با خود درگیر است؟ کسی که «خود واقعی» او با «خود آرمانی»اش فاصله زیادی دارد.
یکی از بحثهای مهم در روانشناسی، بحث «مفهوم خود» است (Self concept)؛ به این معنا که هر چه شناخت فرد از «خود واقعی» اش دقیقتر باشد، راحتتر با مسائل کنار میآید و سازگار میشود؛ مانند کسانی که برای کاری که مورد نظر خود ساخته نشدهاند، اما پیوسته اصرار میورزند که آن را انجام دهند، بنابراین افراد موفق اعم از شاعر، محقق، دانشجو، مدیر، طلبه، پزشک و کارگر، کسانی هستند که خود را شناختهاند و راه را درست انتخاب کردهاند. حال جوانان در دانشگاهها، حوزهها و مدارس ، چقدر روش خودشناسی آموختهاند؟ جملهای است منسوب به سقراط که بر سر در معابد آن روزگار نوشته شده بوده است: «خودت را بشناس» و زیباتر از آن در کلام حضرت علی (علیه السلام) آمده که «انفع المعارف معرفة النفس» 3 .
بنابراین من اگر بهترین فیزیکدان، بهترین پزشک یا بهترین فقیه باشم، اما به معرفت نفس نرسیده باشم، کاری ابتر انجام دادهام. لذا سودمندترین معارف، معرفت نفس است. در حدیث آمده است: «الناس معادن کمعادن الذهب و الفضه»4؛ درون انسانها معادن طلا و نقر است. خدا رحمت کند کسی که این معادن را در وجودش کشف کند.
البته مسئولان نظام آموزشی نیز نقش مهمی را بر عهده دارند، چرا که «خفته را، خفته کی کند بیدار». یک معلم آگاه یا یک استاد بیدار، میتواند دانشآموزان و دانشجویان را بیدار کند.
اصل خودشناسی با یک مسئله مهم دیگر نیز ارتباط دارد و آن هم مسئله «خود ارزیابی» است. در حدیث آمده است: «کسی که هر دو روزش یکسان باشد، مغبون است» ؛ حال چه کسی دو روزش یکسان است؟ کسی که به ارزیابی خودش نمیپردازد و بدا به حال کسی که دو هفته و دو ماه و دو سال و دههاش یکسان باشد.
از طرف دیگر، وقتی که فرد به ارزیابی خود نمیپردازد، از استعدادهای خدادادی که در او به امانت گزارده شده، غافل است ؛ مصداق این بیت حافظ که فرموده است:
«سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد».
بنابراین خودشناسی و خود ارزیابی، برای جوانان توصیهای جدی است و مقدمهای برای موفقیت محسوب میشود.
موفقیت و اصل خود باوری
افراد موفق کسانی هستند که به خود باوری رسیدهاند و کتاب وجود خود را خوب شناختهاند. کسی که به خود باوری رسیده است، تولید کننده علم است نه مصرف کننده آن و... .خود باوری، اضافه کردن علم دیگران به علم خود است که «اعلم الناس من جمع علم الناس الی علمه» 5 ؛ دانشمندترین مردم کسی است که علم دیگران را به دانش خود اضافه کند. خود باوری بهره نگرفتن از دستاوردهای دیگران نیست. خود باوری، آگاهی از سرمایههای معنوی و تاریخی خود است. خود باوری مطلق کردن آنچه خود داریم نیست. خود باوری، در گذشته ماندن نیست، بلکه حرکت به سوی آینده است. خود باوری، یعنی آفرینندگی و پویایی. خود باوری، یعنی نوسازی و بازسازی دائم فرهنگ. خود باوری یعنی توجه به شرایط زمان و مکان. خود باوری، رهایی از نفس و رهایی از سلطه هوس و عدم پرستش نفس است. خود باوری، یعنی پرواز با دو بال عشق و علم و نایل شدن به این باور که عشق و علم است که حرکت میآفرینند.
موفقیت و اصل تعدیل انتظارات
این اصل مهم نیز از قرآن گرفته شده است: «لا یکلف الله نفسا الا وسعها» 6 ؛ یعنی خداوند خالق ما میفرماید: من به اندازه توان و وسع شما از شما انتظار دارم. افراد موفق در واقع این گونهاند. نه خود را دست کم میگیرند و احساس حقارت و کمتری میکنند، نه خود بزرگ بین و مغرور هستند؛ انتظارشان از خود متناسب با توانشان است. هر کس باید از خودش انتظارهایی واقعی داشته باشد و به اصطلاح به خودش زور نگوید. از مرغابی انتظار است در شنا کردن موفق باشد و از خرگوش در دویدن.
موفقیت و اصل خداشناسی
افراد موفق، همواره خداوند را نیروی لا یزال الهی و یک قدرت نامتناهی میشناسند، از این رو همواره به یاد خداوند بوده، معتقدند که خداوند است که علت سبب ساز و عامل سبب سوز است. اگر مشیت خدا اقتضا کند، هر کاری به ثمر میرسد: «فانما یقول له کن فیکون»7.
از سوی دیگر همین اعتقاد نوعی آرامش را به همراه دارد که «الا بذکر الله تطمئن القلوب» 8. خداشناسی به فرد موفق این باور را میدهد که نیروهای ما محدود به نیروهای مادی نیست، بلکه نیروهای معنوی و الهی هم دخیلند و اینکه اگر در پیدایش یک معلول صد عامل مؤثر باشد، یک عامل مهم است و آن علت العلل عالم هستی، یعنی خداوند است. فرد موفق پس از حرکت و تلاش میگوید اگر خدا بخواهد میشود.
موفقیت و اصل هدفمندی
افراد موفق در زندگیشان هدفمند، هدفدار، هدفگرا و هدف مداراند؛ یعنی برای هدف خاص تلاش میکنند و هدف، نقطه و موقعیت مطلوبی است که قصد نیل به آن را دارند. حال مهم چگونگی انتخاب هدف است؛ به عبارت دیگر، هدفها چگونه باید انتخاب شوند؟ هدفها دقیقاً به ارزشها باز میگردند؛ برای مثال در جامعهای که خدمت به خلق خدا ارزش باشد، هدفها هم ارزشی است و در مقابل، در جامعهای که مادیات ارزش است، هدفها هم رنگ و بوی مادی و غیر ارزشی به خود میگیرند. در تفکر اسلامی نیز این گونه است، به همین دلیل ورزش برای ورزش، هنر برای هنر، خوردن برای خوردن و... بی ارزش است. وجهی از اینکه خواب مومن عبادت است، این است انسان مومن میخوابد تا برای انجام یک کار ارزنده و مفید خدمت به جامعه تجدید قوا کند؛ یعنی در تفکر اسلامی هر حرکتی هدفمند است؛ حتی خوردن و خوابیدن. نکته مهم در اصل هدفمندی و ارتباط آن با موفقیت، داشتن هدفهای سنجیده، منطقی، واقعی، ارزشمند و قابل وصول است و ارزشمند بودن هدف اهمیت فراوانی دارد؛ مانند سایر اصول دخیل در موفقیت، اصل ارزشمند بودن و منطقی و سنجیده بودن هدف در سلامت روان فرد نیز مؤثر است. فردی که به دنبال هدف غیر منطقی و غیر قابل وصول است، به آن دست نمییابد. چنین فردی از نظر روحی و رفتاری دچار مشکل میشود. نکته آخر در ارتباط با اصل هدفمندی آنکه انسانهای بصیر و آگاه، با دیدگاه ژرف و عمیق و وسیع به بشریت میاندیشند؛ همان گونه که پیامبر به سعادت بشریت میاندیشند و برای جامعه خود غصه میخوردند، چون در اهداف خود به بشریت میاندیشیدند .
موفقیت و اصل اراده ورزی
بیتردید انسانهای موفق دارای ارادهای قوی هستند. باز هم از آیه شریفه قرآن مدد میگیریم که «قضی الامر کن فیکون». در اینجا اراده الهی به امر تعبیر شده است. هرگاه اراده الهی اقتضا کند که چیزی بشود، پس میشود. انسان هم به منزله خلیفه خداوند بر روی زمین که روح خدایی در وجودش دمیده شده، میتواند صاحب اراده نسبی باشد؛ لذا افراد موفق دارای انگیزهای والا هستند و معتقدند که «خواستن ؛ توانستن»، است اما باز هم تاکید میشود که باید برای یک هدف منطقی و سنجیده و قابل وصول و ارزشی اراده کرد نه برای هر خواست و هدفی چه بسیار افرادی که هدفی را انتخاب میکنند؛ اما برای وصول به آن اراده نمیورزند و در نتیجه از رسیدن به مطلوب و هدف مورد نظر باز میمانند.
موفقیت و اصل برنامهریزی
تمام افراد موفق برای زندگی خود برنامه دارند. ما در اصطلاح داریم که « فلانی مثل ساعت کار میکند» ؛ یعنی دقیق، منظم و با برنامه است. این اصل مهم را در فرهنگ اسلامی خود نیز داریم؛ برای مثال فریضه نماز بر یک نظم و ترتیب خاص ادا میشود. این گونه نیست که فرد مکلف در هر ساعت از شبانه روز که تمایل داشته باشد، نماز صبح را به جا آورد. برنامههایی از این دست، در فرهنگ غنی اسلام فراوان است.
اصل برنامهریزی با اصل مهم دیگری همراه است که همان «نظم و تربیت» است. ما مدعی تبعیت از الگویی هستیم که میفرماید: «اوصیکم بتقوی الله و نظم امرکم» (حضرت علی علیه السلام). افراد با برنامه و با نظم، حتی خوراک و خوابشان هم با برنامه است.
موفقیت و اصل اجراو عمل گرایی
«بزرگی سراسر به گفتار نیست
دوصد گفته چون نیم کردار نیست»
یعنی انسان اگر بهترین برنامه را بریزد، اما عمل نکند، فاقد ارزش و فایده است. به همین دلیل در فرهنگ ما بر عالم بیعمل انتقادها و اشکالهای فراوانی وارد شده است که «عالم بی عمل، درخت بی ثمر» است. قرآن کریم در آیات فراوانی به ایمان همراه با عمل تأکید کرده است: «و بشر الذین امنوا و عملوا الصالحات» 9؛ یعنی بشارت بده کسانی را که علاوه بر آنکه ایمان آوردند، به آن عمل کردند یا در آیه دیگر که میفرماید: «یا ایها الذین امنوا لمتقولون ما لاتفعلون»10؛ و مبادا ما از کسانی باشیم که به آنچه میگوییم عمل نکنیم.
بنابراین تمام افراد موفق عامل هستند. چه بسیار افرادی که حرفهایشان عالی و زیباست؛ اما عملکردشان ضعیف است. در جامعه هم نمونههای عینی آن را بسیار دیدهایم؛ شعارهایی زیبا چون عدالت اجتماعی، فقرزدایی، فقر ستیزی داده میشود، اما مادام که عملی نشود موفقیتی را برای جامعه در پی نخواهد داشت. دین اسلام دین عمل است و اساساً به همین دلیل در «یوم الحساب» این اعمال انسان است که مورد بررسی و ارزیابی قرار میگیرد. و ایمان ما با ایمان عملی کامل میگردد. حضرت علی (علیه السلام) به زیبایی در این مورد فرموده است: «انکم الی اعراب الاعمال احوج منکم الی اعراب الاقوال»11؛ همانا شما به درست عمل کردن بیشتر نیازمند هستید، تا درست سخن گفتن.
موفقیت و اصل استفاده بهینه از زمان
راز و رمز پویایی شیعه «زمانشناسی» و توجه مقتضیات زمان و مکان است، بنابراین مهم است که ما هم زمانشناس باشیم و هم از زمان به صورت بهینه استفاده کنیم که سعدی علیه الرحمه فرموده است: «عمر برف است و آفتاب تموز»، افراد موفق از لحظه لحظه عمرشان به طور سازنده و مفید بهره میبرند. جا دارد به خوانندگان این سطور، به خصوص جوانان عزیز توصیه کنیم که قدر لحظات جوانی خود را دانسته، وقت خود را ساعتها صرف دیدنیها، شنیدنیها و خواندنیهای بی پیام و بی هدف نسازند.
نکته قابل تأمل اینکه بیست و چهار ساعت شبانه روز، به طور یکسان در اختیار تمام افراد بشر است. اما چگونه است که مردم یک جامعه و یک کشور، از این زمان به نحو احسن بهره میگیرند، اما در جامعه ما این گونه نیست؟ کشوری که با مجاهدت و جانفشانی، انقلابی را به ثمر رسانده، جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشته و هم اکنون درگیر مشکلات و مسائل بسیاری است، نباید نصف ایام سال را در تعطیلات سپری کند. مطابق یک گزارش رسمی از 420 میلیارد ساعت کاری در کشور 20 میلیارد ساعت تعطیل است. آیا کشوری که باید با تمام قوا کار کند، ساعات کار مفیدش این گونه است؟! در کشورهای پیشرفته یک ساختمان با یک مدیریت و برنامهریزی حساب شده ظرف سه ماه (در سه شیفت) ساخته میشود. در حالی که در کشور ما، چه بسیار طرحها و پروژههایی که به حالت نیمه تمام به حال خود رها شده و سرمایههای ملی در حال از بین رفتن است. از آنجا که افراد سازنده جوامع هستند، موفقیت تک تک افراد به معنی موفقیت جامعه و کشور است. متأسفانه به راحتی وقت را هدر میدهیم، در حالی که دائما میگوییم: «وقت طلاست»! پس توجه داشته باشیم که امروز همان فردایی است که دیروز در فکر آن بودیم.
امروزه اهمیت مسئله استفاده بهینه از زمان تا آنجاست که در رشته علوم انسانی، رشته «مدیریت زمان» ایجاد شده است و به دانشجویان و دانشآموزان درباره تنظیم وقت آموزش میدهند:
How to manage your time
موفقیت و اصل اولویت بندی
انسان عاقل کیست؟ انسان عاقل کسی است که میان امر مهم و مهمتر به مهمتر میپردازد. انسان موفق کسی است که اولویت را مشخص میکند؛ برای مثال اشتغال زن از مواردی است که در دین مبین اسلام هم برای آن محدودیت و ممنوعیتی نیامده است ؛ اما یک زن باید توجه داشته باشد که او نقش همسری و مادری را هم به عهده دارد. حال زنی که در زمینه کار خارج از خانهاش و به اصطلاح از لحاظ شغلی، فرد موفقی است، اگر به نقس مهمتر خود؛ یعنی همسری و مادری به خوبی نپردازد، نمیتواند ادعا کند که فرد موفقی است، چون بین دو امر مهم و مهمتر او در امر مهم به موفقیت اندیشیده است؛ در حالی که همسرداری و تربیت فرزند در اولویت است و سلامت خانواده منوط به ایفای نقشهای زن و شوهر است.
موفقیت و اصل امید و توکل
اصل مهم امید و توکل که آیات و روایات و احادیث مربوط به آن فراوان است و در اینجا فقط به جملهای از حضرت امام خمینی (ره) بسنده میکنیم که میفرمایند: «یأس از جنود شیطان است» و انسان مومن هرگز مأیوس نمیشود و از صمیم قلب به خداوند توکل میکند و فرد موفق، اگر شکست هم بخورد، به یاد میآورد که «لا تیأسوا من روح الله»، چرا که مأیوس شدن از رحمت خدا کفر است و گناهی بزرگ.
موفقیت و اصل آینده نگری
فرد موفق آینده نگر است و این مثل غلط در فرهنگ ما که میگوید: «چو فردا بیاید، فکر فردا کنیم»، بسیار اشتباه است امروزه در دنیا برای بیست یا سی سال آینده برنامهریزی میشود؛ یعنی در کشورهای پیشرفته، در تقویم سمینارها و کنفرانسهای بین المللی مشاهده میشود که آمده است در سال 2010 فلان سمینار در تاریخ مشخص با روز و ماه و فرد مسئول برگزاری آن سمینار و همایش بر پا میشود؛ یعنی برای سالهایی که فرا نرسیده، برنامهریزی شده است. با این مزیت برای فرد مسلمان که باید برنامه ریز و آیندهنگر باشد، با تکیه بر جمله «انشاء الله».
موفقیت و اصل مقاومت و تسلیم ناپذیری
انسانهای موفق، واژه «نمیتوانم» را به راحتی نمیگویند. توجه به زندگی رهبر کبیر انقلاب امام خمینی، در بر گیرنده این اصل مهم است. ایشان قیامی را در خرداد سال 42 آغاز نمود و علیرغم تمام سختیها و سرکوبها، هدف مقدس خود را رها نکرد و تسلیم نشد تا سرانجام، تلاشها، مقاومتها در بهمن 57 به ثمر نشست. نمونه هایی از این دست فراوان است.
موفقیت و اصل تدبر و تفکر:
افراد موفق همواره تفکر میکنند. خداوند متعال در قرآن مجید حقایقی را از سرگذشت امم و جوامع گذشته بیان میکند و با تعابیر «افلا تعقلون»، «افلا تدبرون»، «افلا تفقهون» و «لایات لقوم یتفکرون» ما را به تدبر و تفکر پیرامون گذشتگان، خود و جهان پیرامون دعوت میکند. متأسفانه در نظام آموزشی و خانوادگی جامعه ما، به این اصل مهم پرداخته نمیشود. این خلا وجود دارد که ما به فرزندان و جوانان خود درست اندیشیدن را نمیآموزیم همه ما صاحب قوه عقل و تفکر هستیم و تفاوت انسانها در نوع اندیشیدن آنهاست.
«فرانسیس بیکن» پدر تجربه گرایی مثل معروفی دارد که عدهای طلبه مسیحی جایی جمع بودند، در این میان یکی از طلبهها پرسید که اسب چند دندان دارد؟ طلبههای دیگر میگویند: پاسخ این سوال را نمیدانیم ؛ اما به سراغ انجیل عهد عتیق و انجیل عهد جدید میرویم و مطالعه میکنیم و قرار بر این میشود که تحقیق کرده و یک هفته بعد نتیجه بررسی شود. در موعد مقرر که کنار هم جمع میشوند، همگی اعلام میکنند که به نتیجهای نرسیدهاند و پاسخ را در انجیل نیافتهاند. یک طلبه جوان در آن میان میگوید که پایین اصطبل است برویم و دهان اسب را باز کنیم و دندانهای آن را بشماریم. سایر طلبههای مسیحی وقتی این پاسخ را میشنوند، شروع به ضرب و شتم فرد پیشنهاد دهنده میکنند و او را به باد انتقاد میگیرند که چطور پاسخ چیزی که در انجیل عهد عتیق و انجیل عهد جدید نیامده، این گونه به دست میآید؟ منظور از این تمثیل آن است که مطالعه هر مسئله راه و روش مناسب خود را دارد و نمیتوان همه چیز را با عینک فلسفی به نظاره نشست. بنابراین، مجهز بودن به قوه تعقل و تذکر، باید هر موضوعی را متناسب با راه مخصوص به خود مورد مطالعه قرار داد. افراد موفق به خوبی میاندیشند و تفکر میکنند؛ در حال حاضر جوامع بشری با استفاده از روش عملی به حل و فصل مسائل و مشکلات جامعه میپردازند.
بیتردید زندگی صحنه رویا رویی با مشکلات و غلبه بر آنهاست و اگر موانعی بر سر راه نباشد، قدر و ارزش بسیاری از چیزها عیان نخواهد شد، بنابراین مجموعه اصول عنوان شده به همراه تعدادی دیگر از اصول زمینه ساز موفقیت هستند.
پینوشتها:
1ـ نهج البلاغه
2ـ سوره فصلت آیه شریفه 6
3ـ نهج البلاغه
4ـ نهج الفصاحه
5ـ نهج الفصاحه
6ـ سوره بقره آیه شریفه 286
7ـ سوره بقره آیه شریفه 127
8ـ سوره رعد آیه شریفه 28
9ـ سوره بقره آیه شریفه 25
10ـ سوره صف آیه شریفه 2
11ـ نهج البلاغه
12ـ سوره یوسف آیه شریفه 87

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر