۱۳۸۷ آبان ۱۵, چهارشنبه

اميدوار کننده ترين آيات قرآن

اميدوار کننده ترين آيات قرآن از نظر امام محمدباقر عليه السلام

در «تفسير فرات بن إبراهيم » آورده است که: بِشْر بن شُرَيح بَصْري مي گويد که به امام باقر عليه السلام عرض کردم : «أَيةُ ءَايَةٍ فِي کِتَابِ اللَهِ أَرْجَي ؟! ؛ در قرآن کريم کدام آيه اميدوار کننده تر است ؟!» حضرت فرمود: قوم تو چه مي گويند؟! من عرض کردم اين آيه را: «يَـعِبَادِيَ الذِينَ أَسْرَفُوا عَلَي ´ أَنفُسِهِمْ لاَ تَقْنَطُوا مِن رَحْمَةِ اللَهِ؛ اي بندگان من که در عمرهاي خود اسراف کرده ايد، از رحمت خدا نوميد نباشيد (که خداوند جميع گناهان را مي آمرزد!)» (زمر/53). حضرت فرمودند: «لَکِنا أَهْلَ الْبَيتِ لاَ نَقُولُ ذَلِکَ؛ ليکن ما اهل بيت اين را نمي گوئيم !». من عرض کردم : پس شما در اين باره چه مي گوئيد؟! حضرت فرمودند: «نَقُولُ: وَ لَسَوْفَ يُعْطِيکَ رَبکَ فَتَرْضَي . الشفَاعَةُ، وَاللَهِ الشفَاعَةُ، وَاللَهِ الشفَاعَةُ! (تفسير فرات بن ابراهيم ص215 و بحار ج8 ص57).

حالا ببينيم به چه علت آيه «وَ لَسَوْفَ يُعْطِيکَ رَبکَ فَتَرْضَي؛ و زود باشد که پروردگارت (آنقدر) عطايت کند که راضي شوي» (ضحي/5)، اميد بخش ترين آيات است ؛ و آية يَـعِبَادِيَ الذِينَ أَسْرَفُوا عَلَي ´ أَنفُسِهِمْ لاَ تَقْنَطُوا مِن رَحْمَةِ اللَهِ، چنين نيست ؟ و به چه سبب با آنکه نهي از قنوط و نااميدي از رحمت خدا، در بسياري از آيات به شهادت مورد و موضوعِ بيان ، نهي از قنوط و نااميدي از رحمت تکوينية خداست ؛ چون آيه : «وَ مَن يَقْنَطُ مِن رَحْمَةِ رَبهِ ´ إِلا الضآلونَ» (حجر/56) حکايت از گفتار ابراهيم عليه السلام است که : «و چه کسي از رحمت خدا نااميد مي باشد مگر طائفه گمراهان ؟» و چون آيه : «إِنهُ و لاَ يَايْـَسُ مِن رَوْحِ اللَهِ إِلا الْقَوْمُ الْکَـفِرُونَ» (يوسف/87) حکايت از گفتار يعقوب عليه السلام است که : «حقاً از رحمت خدا مأيوس نمي گردد مگر طائفة کافران ».

وليکن در آيه مورد بحث : «قُلْ يَـعِبَادِيَ الذِينَ أَسْرَفُوا عَلَي ´ أَنفُسِهِمْ لاَتَقْنَطُوا مِن رَحْمَةِ اللَهِ إِن اللَهَ يَغْفِرُ الذنُوبَ جَمِيعًا إِنهُ و هُوَ الْغَفُورُ الرحِيمُ* وَأَنِيبُو´ا إِلَي رَبِکُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ و مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَکُمُ الْعَذَابُ ثُم لاَتُنصَرُونَ* وَاتبِعُو´ا أَحْسَنَ مَآ أُنزِلَ إِلَيْکُم مِن رَبِکُم مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَکُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لاَتَشْعُرُونَ؛ بگو اي بندگان من که بر جان هاي خود اسراف کرده ايد، از رحمت خداوند نااميد نباشيد! چونکه حقاً خداوند همه گناهان را مي آمرزد و حقاً او تنها آمرزنده و مهربان است . و بازگشت کنيد به سوي پروردگارتان و تسليم شويد در برابر او قبل از اينکه عذاب شما را در بر گيرد و شما ياري کرده نشويد! و پيروي کنيد از بهترين چيزي که از جانب پروردگارتان نازل شده است قبل از اينکه به شما عذاب خدا ناگهان برسد و شما غافل باشيد و نفهميد!» (زمر/53 تا 55).

نهي از قنوط و نااميدي از رحمت تشريعيه است ، و مراد از نهي ، نهي از نااميدي غفران خدا و شمول رحمت او در برابر گناهان و معصيت هائي که بندگان به جاي آورده اند مي باشد، به قرينه جمله : أَسْرَفُوا عَلَي ´ أَنفُسِهِمْ، که ظاهر است در آنکه قنوط و نااميدي از جهت معصيت است . و با وجود آنکه در اين آيه خداوند سبحانه و تعالي مغفرت خود را به جميع گناهان بدون استثناء تعميم داده است ، چرا اين آيه أرجي آيه ، و ثمر بخش ترين نهال اميد در کانون دل بندگان معصيت کار خدا نبوده باشد؟ سرش اينست که در آيه نهي از قنوط پس از آنکه خداوند وعده غفران و آمرزش جميع گناهان را مي دهد، در دنبال آن ، امر به توبه و اسلام و پيروي از عمل صالح را مي کند، و بنابراين آيه دلالت مي کند که بنده گناهکار اسراف کننده بر نفس خود و بر جان خود سزاوار نيست از رحمت خدا نا اميد باشد، تا وقتي که توبه و اسلام و عمل صالح در اختيار و در دسترس اوست . پس اين رحمتِ خداوندي ، رحمت مطلقه نيست ؛ رحمت مقيده است ، که خداوند بندگان خود را امر فرموده است که بدان تمسک جويند و با توبه و اسلام و اتباع از عمل صالح موجبات غفران خود را پايه سازي کنند.

و اما در آيه اعطاء پروردگار به حدي که رضا حاصل شود، اين رضا، رحمت مطلقه و رحمت عامه است که خداوند به پيغمبرش که رحمةٌ للعالَمين است بطور مطلق و بدون قيد و شرط عنايت فرموده است ؛ و اين وعده ايست که نفس رسول الله بدان شاد و مسرور شد و موجب گوارائي و طيب خاطر آن حضرت گشت . و شرح اين داستان آن است که اين آيه در مقام امتنان است ، و وعده اي را به رسول الله صلي الله عليه و آله وسلم داده است که به هيچ يک از مخلوقات نظير و شبيه آن را نداده است ؛ و مي بينيم که در اينجا هم اعطاء خداوند مطلق است و هم رضاي رسول الله مطلق است .

اما از نظر اعطاء: خداوند شبيه آن را به بعضي از بندگان خود در بهشت عنايت فرموده است : آنجا که گويد: «لَهُم مَا يَشَآءُونَ عِندَ رَبـِهِمْ؛ براي بهشتيان در نزد پروردگارشان هر چيزي است که بخواهند و اراده شان به آن تعلق گيرد» (شوري/22) و نيز گويد: «لَهُم مَا يَشَآءُونَ فِيهَا وَ لَدَيْنَا مَزِيدٌ؛ براي بهشتيان در بهشت هر چيزي است که بخواهند و در نزد ما علاوه بر آن زياد بهائي است» (ق/35) و اين آيه مي فهماند که در آنجا براي بهشتيان ، چيزهائي خداوند آفريده است که مافوق مشيت و خواسته آنهاست . چون خواسته انسان و مشيت او به چيزي تعلق مي گيرد که به دل او خطور کند، از سعادت و امور خيريه . و عليهذا از اين آيه استفاده مي شود که در آنجا چيزهائي است که بر قلب هيچ آدمي خطور نمي کند، و بالاتر از حيطه انديشه و فکر انسان است ؛ («فَلاَ تَعْلَمُ نَفْسٌ مَآ أُخْفِيَ لَهُم مِن قُرةِ أَعْيُنٍ؛ پس هيچ کس نمي داند چه چيزي از روشني چشم به پاداش آنچه انجام مي دادند برايشان نهفته شده است» (سجده/17). و اگر بنا باشد که خداوند به مؤمنيني که عمل صالح انجام داده اند، چنين چيزهائي که مافوق اندازه و تقدير است عنايت کند، پس آنچه به رسول خود آن هم در مقام امتنان عنايت مي کند، از اين ها بزرگتر و عظيم تر و واسع تر خواهد بود؛ اين شأن عطايِ حضرت حق است جل و عز.


(منبع:success.parsiblog.com)

هیچ نظری موجود نیست: