پدیدآورنده:،
،
انسان به طور کلی تحت دو نوع تربیت قرار میگیرد: تربیت مستقیم یا آگاهانه و تربیت غیر مستقیم یا غیر ارادی و ناخود آگاه. نوع اول، در مراکز آموزشی به شکل آموزش کتب و برنامه های درسی تبلور مییابد و نوع دوم که بیشترین نقش را در تربیت انسان در هر سن و موقعیتی ایفا میکند، تاثیری است که رفتار مربی و معلم انسان بر روح و روان او و جهتگیری وی به سوی صلاح و یا در خلاف آن دارد. این نوع از تربیت دارای بیشترین تاثیر میباشد، بنابراین باید به پیامهای پنهانی که در رفتار و گفتار و ارتباط ما با دانشجویان وجود دارد، بسیار بیندیشیم، ارتباط با دانش پژوه حتی در سطح علمی، فقط ارتباط لفظی و کلامی نیست. به اصطلاح روانشناسی، زبان و چهره، ابعادی از ارتباط را به وجود میآورد که ما باید به آن خوب فکر کنیم. پیامهای پنهان جنبه ارتباطی ما با قشر تحت تعلیم، از موارد بسیار مهم در امر تعلیم و تربیت است که در بسیاری موارد از آن غافلیم.[1]
یکی از مبانی مهم تعلیم و تربیت در اسلام، محبت است و اساتید و مربیان میتوانند آن را ابزاری برای به دست آوردن دو مقصود قرار دهند؛ یکی تربیت غیر مستقیم اخلاقی دانشجویان و تشویق ایشان در جهت طریق مهرورزی و اظهار محبت به دوستان و یاران و دیگری ایجاد و یا تحکیم پیوند میان خویش و ایشان برای افزایش تأثیر آن چه به عنوان تعلیم و تربیت به آنان ارائه میگردد.
امام صادق(ع) درباره پیامبر(ص) میفرماید: « خدای سبحان پیامبر خود را با محبت الهی تادیب و تربیت کرده است: «انَّ الله عزوجل ادَّب نبیه علی محبّته». کار خدا تأدیب است و پیامبر(ص) مؤدب او و مدار تأدیب آن حضرت(ص) نیز محبت است.[2] پیشوایان و راهنمایان واقعی انسان به سوی تعالی و رشد واقعی نیز در اهمیت محبت و تاثیر آن بر حیات انسانی و استفاده از این نعمت الهی، آن را به تعابیر بسیار زیبا و رسایی همچون: «راس العقل»[3] «اول العقل»[4]، «نصف العقل»[5] و «نصف الدین»[6] وصف کرده اند. «محبت»، هم از دیدگاه وحیانی و روایی که با تسلط بر فطرت و چگونگی آفرینش آدمی، به پرورش و تربيت او به سوي كمال ميپردازد و هم از منظر روانشناسي كه با تلاشي چشمگیر، سعی در شناخت خلقیات و ما فی الضمیر انسان نموده است. مهمترین و بیشترین تاثیر را در تربیت و دستگیری انسان به سوی صلاح داراست.
این همه تاثیر، ناشی از همان مفطور بودن عالم هستی به عشق است ک در انسان به شکل مضاعف و ویژه ای تبلور یافته و محبت را نه تنها به عاملی مهم و سرنوشت ساز، بلکه به عنصری شیرین و دلپذیر، مبدل ساخته است، تا جایی که امام صادق(ع) از سلیمان نبی(ع) نقل فرمود که در پاسخ حضرت داود(ع) هنگامی که از او درباره نهایت حکمتی که سلیمان میپرسید و سئوال کرد: شیرین ترین چیز چیست؟ سلیمان پاسخ داد: «محبت» و سپس گفت: «هی روح الله بین عباه»(محبت، آرامش و رحمت خداوند، در بین بندگان اوست.)[7]
گرچه از هر دو جهان هیچ نشد حاصل ما
غم نباشد چو بود مهر تو اندر دل ما
لایق طوف حریم تو نبودیم اگر
از چه رو پس ز محبت بسرشتی گل ما؟[8]
خداوند بزرگ که از چگونگی رابطه تادیبی و تربیتی او با پیامبر(ص) سخن گفتیم. فرستاده خویش را چنین توصیف و تمجید میکند: «پس به [برکت] رحمت الهی، با آنان نرم خو[و پر مهر] شدی و اگر تند خو و سخت دل بودی قطعاً از پیرامون تو پراکنده میشدند پس از آنان در گذر و برایشان آمرزش بخواه و در کارها[ها] با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن؛ زیرا خداوند توکل کنندگان را دوست دارد.»[9] این ویژگی پیامبر که کلید موفقیت ایشان در امر هدایت و تعلیم بشریت عنوان شده است، بهترین راهنما برای کسانی است که وظیفه آنان، تداوم راه پاک انبیاء است. چنانکه خود پیامبر بزرگوار نیز ما را در امر به نرمی و لطافت در امر تعلیم میفرماید: « مطالب را به مردم بیاموزید، ولی خشونت نداشته باشید و بدانید که آموزگاری، ارزشمندتر از خشونت ورزی است.»[10]
دستور به ملایمت در امر تعلیم و تربیت تا جایی پیش میرود که خداوند، هنگامی که موسی(ع) را برای پذیرفتن حق نزد فرعون فرستاد، به او فرمود: « به سوی فرعون بروید که او به سرکشی برخاسته و با او سخن نرم گوئید، شاید که پند پذیرد یا بترسد».[11]
« و اگر معلم با این حاجت روانی شاگرد آشنایی داشته باشد میتواند او را در مسیر خوبی رهبری کرده و از او برای امر آموزش بهره برداری نماید.»[12]
محبت، امری ظاهری و برنامه ای رسمی برای آموزش نیست، بلکه باید از نهاد انسان برآمده، در رفتارش نمودار گردد. محبت به دانشجویان، قدمی در راه رسیدن به معشوق حقیقی است و ابراز و بیان این محبت، آنها را نیز در راه رسیدن به این مقصد یاری خواهد داد، علاوه بر آنکه این عمل، برای ما پله ای از کمال اخلاقی خواهد بود. اکنون نمونه هایی از آنچه التزام به آن ها در این راستا مهم مینماید مرور کنیم:
1 ـ حسن خلق: اخلاق نیکو، عامل نفوذ در دیگران و پل ارتباطی با افراد جامعه است. علی(ع) میفرماید: « آنکس که نیک خوی باشد، دوستانش بسیار گشته و انسان ها به او خو میگیرند.»[13] و اخلاق بد و تند، موجب میشود که دیگران از آدمی فاصله بگیرند؛ چنانکه امیر سخن میفرماید: « چه بسا انسانهای مورد توجهی که اخلاق بد، آنها را خوار کرده است و انسانهای سرافکندهای که با اخلاق نیک عزت یافتهاند.»[14]
برای ایجاد ارتباط دوستانه با دانشجویان باید استاد از کلام زشت و ناروا و از چهرة عبوس و عصبانی پرهیز کند؛ زیرا: آن کس که بد خوی باشد، دوست و همراهی نخواهد یافت.[15]
2 ـ چشم پوشی از خطا: با گذشت و عفو از لغزشهای دانشجویان، میتوان تخم محبت را در قلب آنها کاشت و توجه، اعتماد و احترام ایشان را به خویش جلب کرد؛ چرا که عفو و گذشت، کینه ها را میزداید[16]و با چشم پوشی از خطاها، عزت استاد در کلاس افزون خواهد شد و محبت او بیشتر در دل دانشجویان جای خواهد گرفت. بزرگترین پیام آور از جانب خدا چنین پند میدهد: «عفو و گذشت، بر عبد چیزی نمیافزاید مگر عزت، پس گذشت و عفو نمائید تا خدا شما را عزیز گرداند.»[17] بهترین راه برای متوجه کردن دانشجو به عمل خلافش، عمل و نادیده گرفتن است، آنگاه اشاره و کنایه و اگر سودمند نیفتاد، میتوان آن را به صراحت بیان کرد لکن با بیانی نیکو و نرم. سرانجام اگر هیچ نوع عمل دوستانه ای موثر نشد، میتوان او را سرزنش کرد، اما آن هم با بهترین صورت و در خلوت.
3ـ رعایت مساوات و انصاف: اگر در اظهار محبت و توجه دانشجویان تبعیض و تفاوتی معمول گردد، این عمل در آنان دلزدگی و بیگانگی از یکدیگر و نیز از استاد پدید میآورد . استاد باید حتی از نگاه دوستانه خویش، همگان را بهره مند ساخته و کسی را محروم نگرداند؛ چرا که «عدالت و انصاف است که محبت را تداوم میباشد» [18] و «قلب ها را به هم نزدیک میسازد». [19] البته چنانچه برخی دانشجویان در شرایط مساوی، برای تحصیل علم و کمال، بیش از دیگران تلاش نمایند، شایسته است بیشتر مورد محبت و تحسین قرار گیرند به گونهای که دیگران علت این تشویق و ترجیح را دریابند. این توجه ویژه، علاوه بر آنکه در سایر دانشجویان، ایجاد دلخوری و دلتنگی نمیکند، عامل موثری در ایجاد تحرک و شادابی و انگیزه ای قوی در آنان است تا به سوی کسب صفات نیکو و انسانی بشتابند.
4 ـ اجتناب از خشونت: حفظ روش محبتآمیز با دانشجویان، همیشه کار آسانی نیست؛ زیرا ممکن است عده ای از آنان در انجام وظایف خود قصور و یا تقصیر ورزند. با این حال و در این گونه مواقع نیز ما از دست بردن به خشونت و شدت عمل بیش از حد و یا به صورت تکراری و مداوم منع شده ایم: زیرا با ارتکاب آن به نتیجه مطلوب نخواهیم رسید. ابن خلدون، جامعه شناس بزرگ مسلمان، در این باره مینویسد: « اگر آموزگار با شاگرد خود خشونت ورزد، دانش آموز نیز به خشونت خو میگیرد، نشاط و شادی روح او از بین میرود، به كسالت و انزوا روي ميآورد و به دروغ و باطل پناه ميبرد چرا كه بيم دارد كه اگر جز این رفتار کند، دیگران بر او غلبه کنند و او را مقهور خود سازند. این چنین است که دانش آموز با فریب و نیرنگ آشنا میشود و همه کارهای خود را بر این روش نادرست پی ریزی میکند.[20]
پيامبر گرامي اسلام(ص) ميفرمايد: «با كسي كه از شما درس ميآموزد و كسي كه شما از او درس ميآموزيد به نرمي رفتار كنيد.»[21]
5 ـ تقدیر و تحسین: یکی از امیال انسان، «میل به مهم بودن» است که از «حب ذات» سرچشمه میگیرد. هر فردی خود را دوست دارد و علاقه دارد که فرد مهمی تلقی شود. کسی بتواند این غریزه را در انسان اشباع سازد، علاقه او را به خود جلب کرده و راه را برای دوستی با او هموار میسازد. یکی از راه های اشباع این غریزه، تمجید، و تقدیر و تحسین است.
6 ـ گرامیداشت شخصیت دانشجویان: از اساسی ترین نکات در امر تعلیم و تربیت، چه در منظر دین اسلام و چه از لحاظ روان شناسی، حفظ و احترام به شخصیت دیگران است.و رعایت این مسئله اساس همه موفقیت ها و باریافتن به سعادت در فرزندان آدم و بالعکس خدشه دارد شدن آن، منشأ بسیاری از رذالت ها و هلاکت ها است. در قرآن کریم و بسیاری از روایات و در بسیاری از احکام فقهی و اخلاقی، این نکته مورد تأکید و تایید قرار گرفته است: « و لقد کرّمنا بنی آدم»[22] علی (ع) از قله رفیع شخصیت انسانی، یعنی رسول گرامی اسلامی(ص) چنین نقل میفرماید: «هیچ چیزی برای خدا گرامی تر از بنی آدم نیست.»[23] در حفظ و تعالی بخشیدن به احساس شخصیت دانشجویان و احیای آن باید بسیار کوشید و مطمئن بود که این بهترین راه برای فعال نمودن آنها در جهت تحصیل علم و کمال است.
7 ـ تواضع و فروتنی: حضرت مسیح(ع) روزی به یاران خود فرمود: « ای یاران پاک من! نیاز و حاجتی را با شما در میان میگذارم و میخواهم که آن را برآورده سازید. عرض کردند: یا روح الله، حاجت شما برآورده است[ما آماده ایم.] حضرت عیسی(ع) از جا برخاست و پای حواریون را شستشو داد. آنان عرض کردند: شایسته تر این بو که ما پاهای شما را شست و شوی دهیم. فرمود: سزاوارترین مردم به خدمت کردن، خودِ عالم دانشمند است. آن گاه فرمود: یگانه هدف من در دست زدن چنین کاری، این بود که با اظهار تواضع خود به شما، شما نیز (بیاموزید) و به نوبه خود پس از من: مانند خود من به مردم اظهار تواضع و فروتنی نمایید. سپس فرمود: علم و حکمت با تواضع و فروتنی رو به آبادی میگذارد، نه با تکبر و بزرگ منشی و بدین سان، زراعت در زمین نرم و هموار(دشت ها) میروید نه در کوهها.»[24]
بنابراین باید استاد با دانشجویان، با تواضع فراوان رفتار نماید تا بتواند در سایه آن تأثیر لازم را در آنها بگذارد؛ زیرا: «نتیجه تواضع، محبت است و ثمره کبر و تکبر، دشنام و کینه توزی.»[25]
8 ـ رفق و مدارا: دانشجویان همچون دیگر انسان ها، خالی از ضعف و نقصان نیستند. نباید به محض مشاهده ضعف و نقصی از ناحیه ایشان، به تندی برخورد کنیم، بلکه در راه دوستی باید صبور بود. از طریق مدارا کردن با ایشان، بهتر میتوان نقایص را بر طرف نمود و کاستیها را تبدیل به نقاط قوت کرد. علی (ع) میفرماید: « با رفق و مدارا، راه ها و عوامل سخت و دشوار آسان و هموار میگردند.» [26] باید مطمئن بود که نتیجه و ثمره رفق، دوستی پایدار است.
9 ـ جویا شدن از احوال دانشجویان: اگر یکی از دانشجویان در جلسه درس حضور نیافت، سزاوار است که استاد با پرس و جو از احوال او و علت غیبتش، محبت و علاقه خود را به او اظهار کند.
10 ـ اطلاع از نام و مشخصات دانشجویان: نام و نام فامیلی یک شخص، به طور ناخودآگاه برای او از شیرین ترین نام هاست؛ با کسب اطلاع از نام و نسب و شهر و احوال و مشخصات دانشجویان آنان را خوشحال سازیم و با این کار بذر محبت را در دلهایشان بکاریم.
سخن را به نقل خاطره ای از نهایت عشق و شیدایی سرآمد تعلیم یافتگان حقیقی، حضرت امام خمینی(قدس سره) مزین میکنیم و با غزلی از ایشان، سخن را به پایان میرسانیم. یکی از نزدیکان امام چنین نقل میکند: یکی از شبها در حرم مطهر امیرالمومنین(ع) جماعتی از دانشجویان مسلمان اروپا برای دیدار با امام آمده بودند که ظاهر آنها به تعبیر ما یک ظاهر ناپسندی در محیط ما بود، چه از نظر وضع و قیافه و لباس و چه از نظر برخورد و صحبت. لیکن ما شاهد بودیم که امام به گونه ای با آنها برخورد کرد که گویی با دوستان قدیمی نشسته اند و مشغول صحبت میباشند. آنها آنچنان مجذوب امام بودند که پس از چند دقیقه صحبت با یک دنیا نیرو و ایمان و امید از کنار ایشان برخاستند.[27]
عشق اگر بال گشاید به سجهان حاکم اوست
گر کند جلوه در این کون و مکان حاکم اوست
روزی ار رخ بنماید ز نهانخانه خویش
فاش گردد که به پیدا و نهان حاکم اوست
ذره ای نیست به عالم که در آن عشقی نیست
بارک الله که کران تا به کران حاکم اوست
گر عیان گردد روزی رخش از پرده غیب
همه بینند که در غیب و عیان حاکم اوست
تا که از جسم و روان بر تو حجاب است حجاب
خود نبینی به همه جسم و روان حاکم اوست
من چه گویم که جهان نیست به جز پرتو عشق
ذوالجلالی که بر دهر و زمان حاکم اوست[28]
پی نوشتها:
· این مقاله تلخیصی از کتاب«کام دل» نوشته آقای محمد کاشفی است که توسط آقای حسین صدیقي انجام پذیرفته است.
[1] . نگا: مجله معارف، دوره جدید، شماره 1، صص 21-20
[2] جوادي آملی، عبدالله، مراحل اخلاق در قرآن(تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج11)، قم.مرکز نشر اسرا، چاپ اول، 1377 ه.ش، ص.33.
[3] . الریشهری محمد، المحبه فی الکتاب و السنه، بیروت، دار الحدیث، 1421 ه.ق صص 34 – 33.
[4] . همان
[5] . همان
[6] . همان
[7] . همان، ص37.
[8] . حضرت امام خمینی، دیوان امام، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) چاپ سوم، 1373، ص 45.
[9] . آل عمران / 159.
[10] . القریشی، باقر شریف، نظام تربیتی اسلام، انتشارات فجر، چاپ اول 1362 ه. ش ص122.
[11] . طه، 43 و44.
[12] . شهید ثانی، منیه المرید، ترجمه سید محمد باقر حجتی، ص 267.
[13] . نمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، نگارش و ترجمه محمد علی انصاری، انتشارات مهر ایین، چاپ چهارم، بی تا، ج5 ،ص 451.
[14] . شیخ عباس قمی، سفینه البحار و مدینه الحکم و الاثار، المطبعه العلمیه، نجف، 1352 ه.ق. ج 1 ، ص411.
[15] . غررالحکم، ج5، ص262
[16] . همان ج6، ص367، حدیث 12876 (ا ز رسول گرامی اسلام(ص))
[17] . همان، ص 368، حدیث 12882.
[18] .همان ج10، ص 64، حدیث 19896.
[19] . همان حدیث 19897.
[20] . ابن خلدون عبدالرحمن بن محمد، مقدمه ابن خلدون، دار احیاأ التراث العربی، بی تا ص 540.
[21] ـ ميزان الحكمه، ج 6، ص 487، حديث 13588.
[22] . میزان الحکمه، ج6، ص 487، حدیث 13588.
[23] . اسراء / 70.
[24] . میزان الحکمه، ج 1، ص 360، حدیث 1547.
[25] . مجلسی ، محمد باقر، بحار الانوار، داراکتب الاسلامیه، تهران، بی تا، ج 2، ص 62.
[26] . میزان الحکمه، ج10، ص 508 حدیث 21560(کلام گوهر بار حضرت علی(ع))
[27] . همان ج 4، ص 161، حدیث 7394.
[28] . سبحانی نیا، محمد رضا، و علی عسگری، سعید رضا، مهر و قهر، اصفهان، مرکز فرهنگی شید مدرس، چاپ دوم، 1379 ه.ش. ص 95.
28. دیوان امام، ص 62.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر