۱۳۸۷ آذر ۴, دوشنبه

تست پالایشگری!


پدیدآورنده:دکتر حسین خنیفر،
،
این مقاله چشم‏اندازی به سوی ابعاد مختلف موفقیت‏خواهد داشت . به راستی موفقیت چیست و راز موفقیت‏ها کدام است . در ابتدا به سه ضلع موفقیت اشاره می‏شود; سپس سخنان پرمودیترا و ویلیام جیمز بررسی می‏گردد و بعد از آن سه رکن اساسی موفقیت (آروزها، باور و پذیرش) مطرح شده، از قانون تدارکات و تمرین پالایشگری سخن به میان می‏آید . در پایان باورهای موفقیت، تجسم موفقیت و 5 کلید موفقیت‏به تفصیل بررسی خواهد شد و خواننده با آثار روشن برنامه ریزی آشنا می‏شود .
موفقیت چیست؟
چرا همواره از انسان‏های خوشبخت می‏پرسند: راز موفقیت‏شما چیست؟
بعضی از صاحب نظران معتقدند موفقیت مثلثی طلایی دارد; مثلثی که سه ضلع آن عبارتند از:
1 . نظم و آرامش
2 . برنامه ریزی و دقت
3 . سرعت عمل و زمان‏شناسی
پرمودیترا می‏نویسد:1 «حتی یک سازمان موفق امتداد سایه یک مدیر موفق است .» در حقیقت هر انسانی ناخدای کشتی زندگی خویش است و زمانی موفق خواهد بود که خوب بیندیشد، خوب حرکت کند، خوب با تغییرات سازگار شود، خوب برنامه‏ریزی و خوب عمل کند .
ویلمام جیمز می‏نویسد: «بزرگ‏ترین کشف نسل ما این است که انسان می‏تواند با تغییر دادن نگرش خود زندگی‏اش را تغییر دهد . »
ما امروزه اغلب در شرایط شتاب هستیم و سعی داریم مسائل را حل کنیم; اما در واقع بر شدت آن‏ها می‏افزاییم . از آن جا که همه چیز را مساله مهم می‏دانیم، از یک درام به سراغ درام دیگر می‏رویم و بعد از مدتی به تدریج‏باور می‏کنیم که همه چیز مساله بزرگی است . به این مهم توجه نمی‏کنیم که طرز برخورد ما با مسائل روی چگونگی حل آن‏ها تاثیر می‏گذارد . ما باید بیاموزیم که با مسائل راحت‏تر برخورد کنیم . اگر این نکته را بیاموزیم، مسائلی که حل ناشدنی به نظر می‏رسند راحت‏تر و بی‏اهمیت‏تر به نظر خواهند رسید و حتی مسائل بزرگ‏تر و به راستی استرس‏آمیز به قدر سابق انسان را ناراحت نمی‏کنند .
خوشبختانه به گونه‏ای دیگر نیز می‏توان با زندگی روبه رو گشت; روشی ملایم‏تر که زندگی را ساده‏تر و اشخاص را سازگارتر می‏سازد . لازمه این زندگی راحت‏تر و ملایم‏تر این است که عادت‏های کهنه را با واکنش‏های جدید عوض کنیم . عادات جدیدتر سبب می‏شوند زندگی رضایت‏بخش‏تر و سرشارتری داشته باشیم .
سه رکن ضروری:
برخی از صاحب نظران، مانند «گواین‏» ، معتقدند سه عنصر یا رکن ضروری در درون ما وجود دارد که در هر وضعیتی، تجسم خلاقیت و موفقیت را رقم می‏زنند . این عناصر عبارتند از:
1 . آرزوها
آرزوها و خواستن مقدمه باور است و باید از دل و جان باشد . انسانی که آرزوهای معقول دارد، به مرحله آفرینش دست‏خواهد یافت . منظور از آرزو احساس روشن و نیرومند است نه خواستن از سر اعتیاد و حرص و تملک . گاه، در خصوص بعضی مسائل، از خود بپرسید: «آیا حقیقتا از صمیم قلب می‏خواهم این هدف محقق شود؟» آرزوها موتور حرکتند . این موتور، موتورهای ذهنی را به تکاپو و توقف‏ها را به تلاطم در می‏آورد . هر چه آرزوها معقول‏تر باشند، درجه تحققشان بالاتر می‏رود .
2 . باور
ایمان انتظاری مطمئن است; هر چه بیش‏تر به هدف برگزیده خود و امکان حصول آن اعتقاد داشته باشید; یقین بیش‏تری احساس خواهید کرد . همواره از خود بپرسید: آیا باور قلبی دارم که این هدف می‏تواند وجود داشته باشد؟
آیا باورم این است که حصول و تحقق آن برای من ممکن است؟
وقتی باورمندی به موفقیت‏بالا باشد، انسان از مواهب زیر برخوردار می‏گردد:
الف) نوع نگاهش به زندگی مثبت می‏شود .
ب) حرکت، فعالیت و تلاش خود را با برنامه ریزی توام می‏کند .
ج) در تکرار شکست‏های جزئی حل نمی‏شود .
د) همواره برای توفیقات بیش‏تر فعالیت می‏کند .
چنانچه آدمی امیال و آرزوهای خود را مرده تلقی کند و خود را در کل عالم بی‏ستاره به شمار آورد، به مرحله باور مثبت نمی‏رسد و همواره در باور منفی غوطه‏ور خواهد شد . برخی از اشخاص فریاد می‏زنند «من در انتظار بدترین حوادث هستم‏» یا فریاد می‏زنند و باور دارند که: «باز هم بدترین‏ها در راه است .»
بدیهی است انسان همان گونه می‏زید که باور دارد . قبول شکست پیاپی و ایمان به اضمحلال وجود و عدم اندیشه در مراحل موفقیت آدمی را بی‏خاصیت می‏کند و انسان در تخریب خود تسلیم می‏شود . این افراد عملا بدترین و غیر منتظره‏ترین حوادث را به خود می‏خوانند . بنابراین، باید در آغاز اندیشه خود را دگرگون کنند . وقتی فرد عادت کند پیوسته باخت‏ها، شکست‏ها، فقدان‏ها، کینه‏ها، دشمنی‏ها و اتفاقات ناگوار را پیشاپیش خود فراخواند; دیگر به سمت موفقیت‏ها و کامیابی‏ها و خوشبختی‏ها و برکات جهت نمی‏یابد . پس کاری کنید تا موفقیت را به مرحله باور برسانید و چیزی بپندارید که شما منتظرش هستید; زیرا ایمان فعال، شعور نیمه هوشیار را تخریب می‏کند .
باورهای مثبت عامل هدایتگر انسان به سمت موفقیت است و انسان موفقیت جو موفقیت‏ساز می‏شود . گویا دستانی نامرئی به سمت او دراز می‏شوند تا وی را یاری دهند . چنین انسانی، دارای نظم، برنامه ریزی و فرصت‏شناسی می‏شود .
باورهای منفی نیز به اندازه باورهای مثبت قدرت دارند; اما تاثیر منفی می‏گذارند . گاه یک باور منفی یقینی ترکش‏های خود را در سرتاسر زندگی یک فرد رها می‏سازد . نباید فراموش کرد که باور داشتن به چیزی سبب می‏شود آن چیز تجلی کند .
قانون تدارکات
قانون تدارکات می‏گوید:
اولا، انسان نیاز دارد برنامه‏های کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت داشته باشد .
ثانیا، انسان باید و حتمابرای روز مبادا تدارکات منطقی و معقول داشته باشد; اما اگر شما خود را برای چیزی که از آن می‏ترسید یا به آن احتیاج ندارید، آماده کنید، همان را به سوی خود جذب خواهید کرد . حضرت داوود می‏فرماید: «معمولا آن چه می‏ترسیم بر سرمان خواهد آمد .»
ما عموما در اطرافمان می‏شنویم: «من باید پولی برای هنگام بیماری کنار گذارم .» بدین ترتیب، به طور مصمم فرد، بیماری خود را تدارک می‏بیند . گروهی می‏گویند: «من برای روزهای سخت پولی کنار می‏گذارم .» این افراد درباره روزهای سخت و بی‏چیزی به مرحله باور و شاید یقین رسیده‏اند و به طور حتم روزهای سخت‏خواهند داشت; چون منتظر لحظه بسیار ناگوارند . البته انبارهای غله هر فرد باید پر باشد و از حساب مالی مطمئن و ارزشمند بهره برد; ولی باید آگاه بود و درست پیش رفت . موفقیت‏هایی که به خاطر ترس آرزو شود، نوعی شکست پنهان یا ترس وحشتناک از شکست‏بزرگ است . موفقیت را به خاطر توفیق و برای اعتماد به نفس و به خاطر باورمندی خویش آرزو کنید . نیچه می‏گوید: انسان چگونه‏ای است که می‏تواند با هر چرایی بسازد . به شرطی که باور داشته باشد .
3 . پذیرش
آدمی باید مشتاق پذیرفتن و داشتن چیزی باشد که جویای آن است . گاه بی‏آن که هدفی را بخواهیم، دنبال می‏کنیم; تنها به این دلیل که از فرایند دنبال کردن یک امر یا رویداد لذت می‏بریم . همواره باید از خود پرسید: «آیا به راستی می‏خواهم این را به طور کامل داشته باشم؟»
مجموع سه رکن آرزو، باور و پذیرش را نیت می‏نامیم . باید به خاطر سپرد:
الف) هر گاه نیت فرد برای آفریدن چیزی کامل شود، مرزهای موجود را در هم می‏شکند .
ب) هر گاه فرد سراپا طلب و آرزو باشد و اعتقاد کامل داشته باشد، برای انجام هر کاری توانایی دارد; به قول دکتر شریعتی وقتی عشق فرمان می‏دهد، محال سر تسلیم فرود می‏آورد .
ج) هر گاه کاملا مشتاق و باورمند به سمت کاری حرکت کردید، آن را انجام شده تلقی کنید . در روایات داریم: «الاعمال بالنیات; کارها با نیت‏ها تحقق می‏یابند .»
د) هر گاه نیت‏شما روشن‏تر و نیرومندتر باشد، تجسم خلاق شما سریع‏تر و آسان‏تر به ثمر خواهد رسید .
تمرین پالایشگری
یکی از تمرینات معروفی که روان شناسان بر آن تاکید می‏ورزند، پالایش افکار است که آغاز راه برنامه ریزی موفقیت‏به شمار می‏آید; زیرا: قدرتمندترین کاری که برای عوض کردن دنیا می‏توانید انجام دهید، عوض کردن اعتقاداتتان درباره ماهیت زندگی و مردم و واقعیات، تبدیل این باور به اعتقادات مثبت‏تر و عمل طبق آن است .
پس اگر در رسیدن به هدفی دچار مشکل هستید و خود را ناموفق می‏پندارید یا احساس می‏کنید در درونتان مقاومتی وجود دارد که نمی‏گذارد به هدف برسید، تمرین پالایشگری زیر را انجام دهید:
یک صفحه کاغذ بردارید و بالای آن بنویسید: افکار زیر علت ناتوانی من در رسیدن به هدف است . آن گاه آن چه به ذهنتان می‏آید فهرست کنید . مدت زمان طولانی به هر جمله فکر نکنید و زیادی آن را جدی نگیرید . فورا حدود 20 یا 30 مورد را - حتی اگر احمقانه و بچگانه می‏نماید - بنویسید; برای مثال می‏توانید موارد زیر را یادداشت کنید:
1 . خیلی تنبل هستم .
2 . خودم را کوچک‏تر از تصور دیگران می‏بینم .
3 . پول کافی ندارم .
4 . قبلا امتحان کرده‏ام و اثر نکرده است .
5 . مادرم گفته نمی‏توانم .
6 . نمی‏خواهم .
7 . خیلی سخت است .
8 . می‏ترسم .
9 . شاد نیستم .
10 . در دنیا و این آسمان یک ستاره ندارم .
11 . بدبخت‏ترین آدمم .
اکنون چند دقیقه آرام بنشینید و ببینید کدام یک از مواردی که نوشته‏اید به راستی حقیقت دارند و تا چه اندازه به آن‏ها اعتقاد دارید . بدین ترتیب، در می‏یابید چه نوع محدودیت‏هایی را بر خود و جهانتان تحمیل کرده‏اید . هر گاه احساس کردید بسیاری از این موارد وهمی‏اند، فهرست را پاره کنید و دور بیندازید . این نشان می‏دهد:
الف) مواردی که نوشتید نباید در زندگیتان اقتدار داشته باشند .
ب) ایمان به هدف فراسوی باورهای غلط است .
ج) حقیقت وجود خود و توان شما بسیار فراتر از وضع موجود است .
باورهای موفقیت
اگر بعد از تمرین پالایشگری آرام بنشینید و بیاسایید و چند عبارت تاکیدی مثبت و باز و سازنده را جانشین باورهای بسته و منقبض و محدود کننده خود سازید، گامی بلند به سمت موفقیت‏برخواهید داشت و در حقیقت‏به سمت‏برنامه ریزی موفقیت پنجره‏ای خواهید گشود . عبارات تاکیدی زیر در این زمینه سودمند است:
اکنون همه گذشته را به طور کامل رها می‏کنم . من آزادم!
اکنون هر گونه اعتقاد منفی و محدود کننده را نابود می‏کنم . این گونه باورها بر من اقتداری ندارند .
اکنون همه را می‏بخشم و رها می‏کنم .
من می‏توانم شاد و خوشبخت و سعادتمند باشم .
اکنون هر چه احساس گناه، ترس و خشم و غضب و نفرت و انزجار است، دور می‏ریزم . من آزاد، روشن و شفاف و پر از انرژی‏ام .
من از موفقیت لبریزم .
من همنام بعضی پیامبرانم . نام دیگر من مانند نام دانیال پیامبر است; زیرا دانیال یعنی «خدا نگهدار من است .»
من خود را موفق می‏دانم .
همه موانعی که بر سر راه بیان کامل و کامروایی زندگی من وجود دارند، بر خواهم داشت .
دنیا بسیار زیبا و دوست داشتنی است .
کائنات از وفور نعمت لبریز است و همواره خدا روزی رسان است .
همه را عفو می‏کنم و می‏بخشم .
من از خوبی و نیکی و خدمت و توفیق آکنده‏ام .
من خدا را به روشنی ستارگان در دل زیبای شبانه آسمان احساس می‏کنم .
من با خدا هستم و خدا با من است . پس من تماما موفقیت هستم .
تجسم موفقیت
تجسم موفقیت تنها یک فن یا تلقین نیست; مقامی از دل آگاهی است که از خزانه غیب صادر می‏شود; اما شرایطی دارد . نخستین شرط آن نیت است که با سه عنصر «آرزو، باور و پذیرش‏» تعریف شد . در پرتو تجسم موفقیت، انسان به جایگاهی رفیع نائل می‏شود و در می‏یابد که خود آفریدگار بی‏وقفه عالم خویش است . تجسم موفقیت و ایمان به آن سبب می‏شود میان ما و خدا جدایی یا فاصله‏ای احساس نکنیم . ما تجلی خدا هستیم و همه هستی در وجود ما است، ما در باطن خود صاحب همه چیز هستیم . تجلی از طریق تجسم موفقیت‏یعنی فرایند دریافت و ادراک این حقیقت و مرئی ساختن قدرت الاهی وجودمان در عرصه‏های زندگی .
جالب این که همه ما در ژرفای دل خود از غایت‏برتر خویش باخبریم . همه ما می‏دانیم در وجود ما قدرت‏هایی نهفته است که اگر به کار افتد، جهان ما دگرگون می‏شود . بسیاری از ما سال‏ها است‏با موتورهای خاموش و بدون برنامه و خطی زندگی کرده‏ایم، در حالی که 90 درصد ما می‏دانیم قدرت‏های زیادی در درون ما به ودیعه گذاشته شده است . این داستان شاید برای بسیاری از ما به شیوه‏های گوناگون روی داده است . یکی از دوستان تعریف می‏کرد:
روزی یک کش محکم پول را به دست گرفته بودم تا با انگشتان دو نیم کنم . ابتدا آن را دور دو انگشت‏سبابه پیچاندم و با دو دست کشیدم; اما پاره نشد . سپس با چهار انگشت هر دو دست آن را کشیدم; ولی پاره نشد . سپس محکم با تمام انگشتان و کف دست آن را از دو طرف کشیدم; اما پاره نشد . چون احساس می‏کردم کسی مرا نمی‏بیند، پاهای خود را دراز کردم، یک طرف کش را به انگشت پا قلاب کردم و با دو دست آن را کشیدم; ولی پاره نشد . متحیر، مایوس و ورشکسته حلقه کش را بیرون آوردم . برادرم که مرا زیر نظر داشت، فاتحانه به میدان آمد و گفت: فلانی تو همیشه ناتوانی، اصلا بی‏عرضه‏ای، این کش را به یک کودک 6 ساله بده تا با دو انگشت قطع کند و . . . . در یک لحظه غیرتی شدم، نیرویی عجیب در درونم فوران کرد و حلقه کش را با دو انگشت‏سبابه و با کم‏ترین فشار پاره کردم .
راز این موفقیت آشکار است . انسان برای موفقیت در هر کاری به مثلث‏باور، ایمان و تلاش نیاز دارد . این جمله معروف ارشمیدس، ریاضی دان بزرگ یونان، را هرگز نباید فراموش کنیم:
«اهرمی از ایمان و باور به من دهید، تا من بدون محاسبات ریاضی زمین را جابه جا کنم .»
تردیدهای گذشته، ترس‏های قدیمی، تلقین‏های اطرافیان، ترمزهای فکری، توقف‏ها و سکون‏های کهنه که اطراف ما را احاطه کرده‏اند، درهای موفقیت را به روی ما بسته‏اند . قفل‏های مذکور را نمی‏توان شکست . این قفل‏ها باید گشوده شوند; چون گاه شکستن قفل به ساختمان زیبای موفقیت آسیب می‏رساند . پس باید کلیدها را یافت و قفل‏ها را گشود .
کلیدهای موفقیت
1 . برنامه ریزی: برنامه‏ریزی برای موفقیت‏برج مراقبت پیشروی به سمت اهداف است .
2 . خودباوری: اساس ایمان خودباوری است . انسان خودباور به توان خویش ایمان دارد و ایمان انتظاری مطمئن است .
3 . حرکت: خروج از سکون و عدم توقف ضامن موفقیت است; اما حرکتی که حساب شده و طبق برنامه باشد .
4 . جرات: عدم هراس و این پا و آن پا کردن و حتی پذیرش شکست‏ها اساس موفقیت است .
5 . خودتشویقی: خود تشویقی به معنای خود شیفتگی نیست . انسان گاه نیاز دارد فهرست موفقیت‏های خود را تنظیم کند و حتی به بعضی تقدیر نامه‏ها و سپاسنامه‏ها چشم بیندازد تا باور کند دوباره می‏تواند موفقیتی جدید به وجود آورد .
انسان برای موفقیت‏باید بلند نظر باشد و از بلند پروازی معقول نهراسد . باید به جای غرق شدن در نهرهای کوچک به سمت دریاهای موفقیت‏حرکت کرد; از جویبار حقیری که به چاله‏ای می‏ریزد، هیچ کس مروارید صید نخواهد کرد . شاهین موفقیت در افق‏ها و بلندی‏ها است و مروارید توفیق در اقیانوس‏ها . باید بلند نظر و بلند پرواز و غواص بحرهای بی‏کران بود و باور داشت که دستان خداوند همواره به سمت انسان‏های جویای موفقیت گشوده است; به قول شاعر: ما از خدا گم شده‏ایم او به جست و جو است .
منابع
1 . جامع احادیث الشیعه .
2 . دری مخفی به روی موفقیت، فلورانس اسکاول شاین، ترجمه شهلا المعی .
3 . جادوی مدیریت، پرمودیترا و دیپاک ماهندرو، ترجمه مهدی قراچه داغی .
4 . تجسم خلاق، شاگتی گواین، ترجمه گیتی خوشدل .

هیچ نظری موجود نیست: