پدیدآورنده:دکتر حسین خنیفر،
،
این مقاله چشماندازی به سوی ابعاد مختلف موفقیتخواهد داشت . به راستی موفقیت چیست و راز موفقیتها کدام است . در ابتدا به سه ضلع موفقیت اشاره میشود; سپس سخنان پرمودیترا و ویلیام جیمز بررسی میگردد و بعد از آن سه رکن اساسی موفقیت (آروزها، باور و پذیرش) مطرح شده، از قانون تدارکات و تمرین پالایشگری سخن به میان میآید . در پایان باورهای موفقیت، تجسم موفقیت و 5 کلید موفقیتبه تفصیل بررسی خواهد شد و خواننده با آثار روشن برنامه ریزی آشنا میشود .
موفقیت چیست؟
چرا همواره از انسانهای خوشبخت میپرسند: راز موفقیتشما چیست؟
بعضی از صاحب نظران معتقدند موفقیت مثلثی طلایی دارد; مثلثی که سه ضلع آن عبارتند از:
1 . نظم و آرامش
2 . برنامه ریزی و دقت
3 . سرعت عمل و زمانشناسی
پرمودیترا مینویسد:1 «حتی یک سازمان موفق امتداد سایه یک مدیر موفق است .» در حقیقت هر انسانی ناخدای کشتی زندگی خویش است و زمانی موفق خواهد بود که خوب بیندیشد، خوب حرکت کند، خوب با تغییرات سازگار شود، خوب برنامهریزی و خوب عمل کند .
ویلمام جیمز مینویسد: «بزرگترین کشف نسل ما این است که انسان میتواند با تغییر دادن نگرش خود زندگیاش را تغییر دهد . »
ما امروزه اغلب در شرایط شتاب هستیم و سعی داریم مسائل را حل کنیم; اما در واقع بر شدت آنها میافزاییم . از آن جا که همه چیز را مساله مهم میدانیم، از یک درام به سراغ درام دیگر میرویم و بعد از مدتی به تدریجباور میکنیم که همه چیز مساله بزرگی است . به این مهم توجه نمیکنیم که طرز برخورد ما با مسائل روی چگونگی حل آنها تاثیر میگذارد . ما باید بیاموزیم که با مسائل راحتتر برخورد کنیم . اگر این نکته را بیاموزیم، مسائلی که حل ناشدنی به نظر میرسند راحتتر و بیاهمیتتر به نظر خواهند رسید و حتی مسائل بزرگتر و به راستی استرسآمیز به قدر سابق انسان را ناراحت نمیکنند .
خوشبختانه به گونهای دیگر نیز میتوان با زندگی روبه رو گشت; روشی ملایمتر که زندگی را سادهتر و اشخاص را سازگارتر میسازد . لازمه این زندگی راحتتر و ملایمتر این است که عادتهای کهنه را با واکنشهای جدید عوض کنیم . عادات جدیدتر سبب میشوند زندگی رضایتبخشتر و سرشارتری داشته باشیم .
سه رکن ضروری:
برخی از صاحب نظران، مانند «گواین» ، معتقدند سه عنصر یا رکن ضروری در درون ما وجود دارد که در هر وضعیتی، تجسم خلاقیت و موفقیت را رقم میزنند . این عناصر عبارتند از:
1 . آرزوها
آرزوها و خواستن مقدمه باور است و باید از دل و جان باشد . انسانی که آرزوهای معقول دارد، به مرحله آفرینش دستخواهد یافت . منظور از آرزو احساس روشن و نیرومند است نه خواستن از سر اعتیاد و حرص و تملک . گاه، در خصوص بعضی مسائل، از خود بپرسید: «آیا حقیقتا از صمیم قلب میخواهم این هدف محقق شود؟» آرزوها موتور حرکتند . این موتور، موتورهای ذهنی را به تکاپو و توقفها را به تلاطم در میآورد . هر چه آرزوها معقولتر باشند، درجه تحققشان بالاتر میرود .
2 . باور
ایمان انتظاری مطمئن است; هر چه بیشتر به هدف برگزیده خود و امکان حصول آن اعتقاد داشته باشید; یقین بیشتری احساس خواهید کرد . همواره از خود بپرسید: آیا باور قلبی دارم که این هدف میتواند وجود داشته باشد؟
آیا باورم این است که حصول و تحقق آن برای من ممکن است؟
وقتی باورمندی به موفقیتبالا باشد، انسان از مواهب زیر برخوردار میگردد:
الف) نوع نگاهش به زندگی مثبت میشود .
ب) حرکت، فعالیت و تلاش خود را با برنامه ریزی توام میکند .
ج) در تکرار شکستهای جزئی حل نمیشود .
د) همواره برای توفیقات بیشتر فعالیت میکند .
چنانچه آدمی امیال و آرزوهای خود را مرده تلقی کند و خود را در کل عالم بیستاره به شمار آورد، به مرحله باور مثبت نمیرسد و همواره در باور منفی غوطهور خواهد شد . برخی از اشخاص فریاد میزنند «من در انتظار بدترین حوادث هستم» یا فریاد میزنند و باور دارند که: «باز هم بدترینها در راه است .»
بدیهی است انسان همان گونه میزید که باور دارد . قبول شکست پیاپی و ایمان به اضمحلال وجود و عدم اندیشه در مراحل موفقیت آدمی را بیخاصیت میکند و انسان در تخریب خود تسلیم میشود . این افراد عملا بدترین و غیر منتظرهترین حوادث را به خود میخوانند . بنابراین، باید در آغاز اندیشه خود را دگرگون کنند . وقتی فرد عادت کند پیوسته باختها، شکستها، فقدانها، کینهها، دشمنیها و اتفاقات ناگوار را پیشاپیش خود فراخواند; دیگر به سمت موفقیتها و کامیابیها و خوشبختیها و برکات جهت نمییابد . پس کاری کنید تا موفقیت را به مرحله باور برسانید و چیزی بپندارید که شما منتظرش هستید; زیرا ایمان فعال، شعور نیمه هوشیار را تخریب میکند .
باورهای مثبت عامل هدایتگر انسان به سمت موفقیت است و انسان موفقیت جو موفقیتساز میشود . گویا دستانی نامرئی به سمت او دراز میشوند تا وی را یاری دهند . چنین انسانی، دارای نظم، برنامه ریزی و فرصتشناسی میشود .
باورهای منفی نیز به اندازه باورهای مثبت قدرت دارند; اما تاثیر منفی میگذارند . گاه یک باور منفی یقینی ترکشهای خود را در سرتاسر زندگی یک فرد رها میسازد . نباید فراموش کرد که باور داشتن به چیزی سبب میشود آن چیز تجلی کند .
قانون تدارکات
قانون تدارکات میگوید:
اولا، انسان نیاز دارد برنامههای کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت داشته باشد .
ثانیا، انسان باید و حتمابرای روز مبادا تدارکات منطقی و معقول داشته باشد; اما اگر شما خود را برای چیزی که از آن میترسید یا به آن احتیاج ندارید، آماده کنید، همان را به سوی خود جذب خواهید کرد . حضرت داوود میفرماید: «معمولا آن چه میترسیم بر سرمان خواهد آمد .»
ما عموما در اطرافمان میشنویم: «من باید پولی برای هنگام بیماری کنار گذارم .» بدین ترتیب، به طور مصمم فرد، بیماری خود را تدارک میبیند . گروهی میگویند: «من برای روزهای سخت پولی کنار میگذارم .» این افراد درباره روزهای سخت و بیچیزی به مرحله باور و شاید یقین رسیدهاند و به طور حتم روزهای سختخواهند داشت; چون منتظر لحظه بسیار ناگوارند . البته انبارهای غله هر فرد باید پر باشد و از حساب مالی مطمئن و ارزشمند بهره برد; ولی باید آگاه بود و درست پیش رفت . موفقیتهایی که به خاطر ترس آرزو شود، نوعی شکست پنهان یا ترس وحشتناک از شکستبزرگ است . موفقیت را به خاطر توفیق و برای اعتماد به نفس و به خاطر باورمندی خویش آرزو کنید . نیچه میگوید: انسان چگونهای است که میتواند با هر چرایی بسازد . به شرطی که باور داشته باشد .
3 . پذیرش
آدمی باید مشتاق پذیرفتن و داشتن چیزی باشد که جویای آن است . گاه بیآن که هدفی را بخواهیم، دنبال میکنیم; تنها به این دلیل که از فرایند دنبال کردن یک امر یا رویداد لذت میبریم . همواره باید از خود پرسید: «آیا به راستی میخواهم این را به طور کامل داشته باشم؟»
مجموع سه رکن آرزو، باور و پذیرش را نیت مینامیم . باید به خاطر سپرد:
الف) هر گاه نیت فرد برای آفریدن چیزی کامل شود، مرزهای موجود را در هم میشکند .
ب) هر گاه فرد سراپا طلب و آرزو باشد و اعتقاد کامل داشته باشد، برای انجام هر کاری توانایی دارد; به قول دکتر شریعتی وقتی عشق فرمان میدهد، محال سر تسلیم فرود میآورد .
ج) هر گاه کاملا مشتاق و باورمند به سمت کاری حرکت کردید، آن را انجام شده تلقی کنید . در روایات داریم: «الاعمال بالنیات; کارها با نیتها تحقق مییابند .»
د) هر گاه نیتشما روشنتر و نیرومندتر باشد، تجسم خلاق شما سریعتر و آسانتر به ثمر خواهد رسید .
تمرین پالایشگری
یکی از تمرینات معروفی که روان شناسان بر آن تاکید میورزند، پالایش افکار است که آغاز راه برنامه ریزی موفقیتبه شمار میآید; زیرا: قدرتمندترین کاری که برای عوض کردن دنیا میتوانید انجام دهید، عوض کردن اعتقاداتتان درباره ماهیت زندگی و مردم و واقعیات، تبدیل این باور به اعتقادات مثبتتر و عمل طبق آن است .
پس اگر در رسیدن به هدفی دچار مشکل هستید و خود را ناموفق میپندارید یا احساس میکنید در درونتان مقاومتی وجود دارد که نمیگذارد به هدف برسید، تمرین پالایشگری زیر را انجام دهید:
یک صفحه کاغذ بردارید و بالای آن بنویسید: افکار زیر علت ناتوانی من در رسیدن به هدف است . آن گاه آن چه به ذهنتان میآید فهرست کنید . مدت زمان طولانی به هر جمله فکر نکنید و زیادی آن را جدی نگیرید . فورا حدود 20 یا 30 مورد را - حتی اگر احمقانه و بچگانه مینماید - بنویسید; برای مثال میتوانید موارد زیر را یادداشت کنید:
1 . خیلی تنبل هستم .
2 . خودم را کوچکتر از تصور دیگران میبینم .
3 . پول کافی ندارم .
4 . قبلا امتحان کردهام و اثر نکرده است .
5 . مادرم گفته نمیتوانم .
6 . نمیخواهم .
7 . خیلی سخت است .
8 . میترسم .
9 . شاد نیستم .
10 . در دنیا و این آسمان یک ستاره ندارم .
11 . بدبختترین آدمم .
اکنون چند دقیقه آرام بنشینید و ببینید کدام یک از مواردی که نوشتهاید به راستی حقیقت دارند و تا چه اندازه به آنها اعتقاد دارید . بدین ترتیب، در مییابید چه نوع محدودیتهایی را بر خود و جهانتان تحمیل کردهاید . هر گاه احساس کردید بسیاری از این موارد وهمیاند، فهرست را پاره کنید و دور بیندازید . این نشان میدهد:
الف) مواردی که نوشتید نباید در زندگیتان اقتدار داشته باشند .
ب) ایمان به هدف فراسوی باورهای غلط است .
ج) حقیقت وجود خود و توان شما بسیار فراتر از وضع موجود است .
باورهای موفقیت
اگر بعد از تمرین پالایشگری آرام بنشینید و بیاسایید و چند عبارت تاکیدی مثبت و باز و سازنده را جانشین باورهای بسته و منقبض و محدود کننده خود سازید، گامی بلند به سمت موفقیتبرخواهید داشت و در حقیقتبه سمتبرنامه ریزی موفقیت پنجرهای خواهید گشود . عبارات تاکیدی زیر در این زمینه سودمند است:
اکنون همه گذشته را به طور کامل رها میکنم . من آزادم!
اکنون هر گونه اعتقاد منفی و محدود کننده را نابود میکنم . این گونه باورها بر من اقتداری ندارند .
اکنون همه را میبخشم و رها میکنم .
من میتوانم شاد و خوشبخت و سعادتمند باشم .
اکنون هر چه احساس گناه، ترس و خشم و غضب و نفرت و انزجار است، دور میریزم . من آزاد، روشن و شفاف و پر از انرژیام .
من از موفقیت لبریزم .
من همنام بعضی پیامبرانم . نام دیگر من مانند نام دانیال پیامبر است; زیرا دانیال یعنی «خدا نگهدار من است .»
من خود را موفق میدانم .
همه موانعی که بر سر راه بیان کامل و کامروایی زندگی من وجود دارند، بر خواهم داشت .
دنیا بسیار زیبا و دوست داشتنی است .
کائنات از وفور نعمت لبریز است و همواره خدا روزی رسان است .
همه را عفو میکنم و میبخشم .
من از خوبی و نیکی و خدمت و توفیق آکندهام .
من خدا را به روشنی ستارگان در دل زیبای شبانه آسمان احساس میکنم .
من با خدا هستم و خدا با من است . پس من تماما موفقیت هستم .
تجسم موفقیت
تجسم موفقیت تنها یک فن یا تلقین نیست; مقامی از دل آگاهی است که از خزانه غیب صادر میشود; اما شرایطی دارد . نخستین شرط آن نیت است که با سه عنصر «آرزو، باور و پذیرش» تعریف شد . در پرتو تجسم موفقیت، انسان به جایگاهی رفیع نائل میشود و در مییابد که خود آفریدگار بیوقفه عالم خویش است . تجسم موفقیت و ایمان به آن سبب میشود میان ما و خدا جدایی یا فاصلهای احساس نکنیم . ما تجلی خدا هستیم و همه هستی در وجود ما است، ما در باطن خود صاحب همه چیز هستیم . تجلی از طریق تجسم موفقیتیعنی فرایند دریافت و ادراک این حقیقت و مرئی ساختن قدرت الاهی وجودمان در عرصههای زندگی .
جالب این که همه ما در ژرفای دل خود از غایتبرتر خویش باخبریم . همه ما میدانیم در وجود ما قدرتهایی نهفته است که اگر به کار افتد، جهان ما دگرگون میشود . بسیاری از ما سالها استبا موتورهای خاموش و بدون برنامه و خطی زندگی کردهایم، در حالی که 90 درصد ما میدانیم قدرتهای زیادی در درون ما به ودیعه گذاشته شده است . این داستان شاید برای بسیاری از ما به شیوههای گوناگون روی داده است . یکی از دوستان تعریف میکرد:
روزی یک کش محکم پول را به دست گرفته بودم تا با انگشتان دو نیم کنم . ابتدا آن را دور دو انگشتسبابه پیچاندم و با دو دست کشیدم; اما پاره نشد . سپس با چهار انگشت هر دو دست آن را کشیدم; ولی پاره نشد . سپس محکم با تمام انگشتان و کف دست آن را از دو طرف کشیدم; اما پاره نشد . چون احساس میکردم کسی مرا نمیبیند، پاهای خود را دراز کردم، یک طرف کش را به انگشت پا قلاب کردم و با دو دست آن را کشیدم; ولی پاره نشد . متحیر، مایوس و ورشکسته حلقه کش را بیرون آوردم . برادرم که مرا زیر نظر داشت، فاتحانه به میدان آمد و گفت: فلانی تو همیشه ناتوانی، اصلا بیعرضهای، این کش را به یک کودک 6 ساله بده تا با دو انگشت قطع کند و . . . . در یک لحظه غیرتی شدم، نیرویی عجیب در درونم فوران کرد و حلقه کش را با دو انگشتسبابه و با کمترین فشار پاره کردم .
راز این موفقیت آشکار است . انسان برای موفقیت در هر کاری به مثلثباور، ایمان و تلاش نیاز دارد . این جمله معروف ارشمیدس، ریاضی دان بزرگ یونان، را هرگز نباید فراموش کنیم:
«اهرمی از ایمان و باور به من دهید، تا من بدون محاسبات ریاضی زمین را جابه جا کنم .»
تردیدهای گذشته، ترسهای قدیمی، تلقینهای اطرافیان، ترمزهای فکری، توقفها و سکونهای کهنه که اطراف ما را احاطه کردهاند، درهای موفقیت را به روی ما بستهاند . قفلهای مذکور را نمیتوان شکست . این قفلها باید گشوده شوند; چون گاه شکستن قفل به ساختمان زیبای موفقیت آسیب میرساند . پس باید کلیدها را یافت و قفلها را گشود .
کلیدهای موفقیت
1 . برنامه ریزی: برنامهریزی برای موفقیتبرج مراقبت پیشروی به سمت اهداف است .
2 . خودباوری: اساس ایمان خودباوری است . انسان خودباور به توان خویش ایمان دارد و ایمان انتظاری مطمئن است .
3 . حرکت: خروج از سکون و عدم توقف ضامن موفقیت است; اما حرکتی که حساب شده و طبق برنامه باشد .
4 . جرات: عدم هراس و این پا و آن پا کردن و حتی پذیرش شکستها اساس موفقیت است .
5 . خودتشویقی: خود تشویقی به معنای خود شیفتگی نیست . انسان گاه نیاز دارد فهرست موفقیتهای خود را تنظیم کند و حتی به بعضی تقدیر نامهها و سپاسنامهها چشم بیندازد تا باور کند دوباره میتواند موفقیتی جدید به وجود آورد .
انسان برای موفقیتباید بلند نظر باشد و از بلند پروازی معقول نهراسد . باید به جای غرق شدن در نهرهای کوچک به سمت دریاهای موفقیتحرکت کرد; از جویبار حقیری که به چالهای میریزد، هیچ کس مروارید صید نخواهد کرد . شاهین موفقیت در افقها و بلندیها است و مروارید توفیق در اقیانوسها . باید بلند نظر و بلند پرواز و غواص بحرهای بیکران بود و باور داشت که دستان خداوند همواره به سمت انسانهای جویای موفقیت گشوده است; به قول شاعر: ما از خدا گم شدهایم او به جست و جو است .
منابع
1 . جامع احادیث الشیعه .
2 . دری مخفی به روی موفقیت، فلورانس اسکاول شاین، ترجمه شهلا المعی .
3 . جادوی مدیریت، پرمودیترا و دیپاک ماهندرو، ترجمه مهدی قراچه داغی .
4 . تجسم خلاق، شاگتی گواین، ترجمه گیتی خوشدل .

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر